ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧ - لطفاً آقايان وزير بخوانند
باقى مردم و از جمله سياست مداران، صاحبان مشاغل، متولّيان امور معيشتى و حتّى مردان نظامى، تنها همواركنندگان طريق مردم و حارسان آنها براى گذار و حافظان سطح اين پل بزرگ و رفيع هستند.
چه بسيارند اقوامى كه در گذشته و در اثر حملات اقوام بيگانه، همهى صورتهاى مادّى و تمدّنى خود را از دست دادهاند؛ امّا به دليل مانايى و قوام پايههاى فرهنگى و مردان اهل فرهنگ در كوتاهترين زمان، موفّق به بازسازى صورت مادّى حيات خود شدند و حتّى اقوام مهاجم را در حوزهى فرهنگى خود مستحيل و آنان را در خدمت خود آوردند.
در مقابل، بسيارند اقوامى كه جغرافياى خاكى آنها مورد تعرّض واقع نشده، اماّ به تمامى در حوزهى جغرافياى فرهنگى بيگانگان، مستحيل و براى هميشه نابود و محو شدند.
طىّ سالهاى اخير، فضاى پرسش و نقد عمومى محدود و گفت وگو منحصر در تعريف و تكريم صاحب منصبان شد. ترس از اتّهام و گرفتار آمدن در گرداب عتاب و استنطاق از سويى، بسته شدن ميادين گفت وگوهاى منتقدانهى دانشگاهى و دانشجويى و لب مفروبستن جرايد از نقد و نظر جدّى از سويى ديگر، باعث داغى بازار رسانهى يكّه تاز ملّى و مجامع به اصطلاح خودى و همگرا با جريان سياسى حاكم شد. از همين جا، بخش عمدهى انرژى جوانان معطوف به مسائل شخصى، نجواى عاشقانهى كوچه و بازارى وگاه فرقه بازىهاى شبه عرفانى و شبه مذهبى گرديد؛ همان كه بيگانگان و دين ستيزان طالب آن بودند.
خوى و منش اصلاح گرى، احياگرى و عدالت خواهى كه باعث تخليهى انرژىهاى نهفته و بلند پروازى در حيات اجتماعى جوانان مىشد، بدل به غوغاى مدرك گرايى؛ ميل به ابتذال و بالأخره هجرت به خارج از كشور شد و بخشى نيز نهفته ماند.
در اين شرايط مىشد انتظار داشت كه در اوّلين فرصت و مجال اين انرژى نهفته، چونان ديوى آزاد شده و ملعبهى دست غوغاسالاران خود فروختهى سياسى شود؛ آنان كه دل و دين به اجانب فروخته بودند.
فقدان آثار فاخر هنرى، جز تعدادى محدود در ميان فرآوردههاى سينمايى، تئاتر، موسيقى و تلويزيون، فضاى بستهى رسانهها، انحصار طلبى در توليد و توزيع آثار فرهنگى و ممانعت از حضور داوطلبانهى دل سوزان در عرصهى توليد و آثار هنرى فرهنگى كه مىتوانست توسط رسانههاى خصوصى و البتّه هم سو و همگرا با نظام اسلامى اتّفاق بيافتد، در سير تدريجى چشم و دل مردم را متوجّه رسانههايى ساخت كه با سرمايه گذارىهاى مستكبران وابسته به اتّحاديهى صليب و صهيون، بناى متزلزل ساختن بناى اعتماد ملّى و عمومى مردم دربارهى اسلام و نظام اسلامى را داشتند. در چنين وضعى چنانچه توليد آثار فرهنگى (كتاب، نشريه، فيلم، موسيقى، تئاتر) توسط مردان اهل فرهنگ در پيچ و خمهاى مناسبات غير فرهنگى و غيرحرفهاى سازمانهاى متولّى صاحب امضا چنان گرفتار و اسير شوند كه هماره، بىسرانجام، دير هنگام و غير مؤثّر به ميدان آيند، سرانجام جامعه معلوم است.
امروزه، براى عموم ناشران موضوع صدور مجوّز چاپ كتاب و طىّ مراتب نشر و توزيع و براى روزنامهنگارن موضوع صدور مجوّز پروانه نشر و طىّ مراتب توليد و توزيع، چنان صعب، بىمنطق، غيرفرهنگى و غير اقتصادى اتّفاق مىافتد كه هماره آنها را با پشيمانى، خستگى و كسالت و بالأخره ناتوانى در رقابت با آثار ضدّفرهنگى مشابه مواجه مىسازد و البتّه، جامانده و ناتوان در پاسخگويى سريع و به موقع به نيازهاى روز.
فرض كنيد روزنامهنگارى خبره، شناخته شده و دلسوز در سنّ ٤٥ يا ٥٠ سالگى براى اداى وظيفه قصد انتشار يك روزنامه يا مجله فرهنگى كند. او، ناگزير، تا سنّ ٥٧ سالگى بايد منتظر صدور مجوّز انتشار مجله مورد نظر خود شود. ضمن آنكه وى، در صورت وجود امكانات مالى لازم و توان رقابتى با روزنامهها و مطبوعات ضدّ فرهنگ، مدّت ٥ سال براى تثبيت موقعيّت نشريّه خود نياز دارد. تو خود حديث مفصّل بخوان از اين مجمل.
همراهى و حمايت وزارت فرهنگ در خريد برخى از عناوين كتب و تخصيص يارانه براى براى تدارك بخشى از نيازهاى مطبوعات، مثل كاغذ طىّ سالهى اخير غيرقابل انكار و ستودنى است امّا، همه اين موارد در مقابل هجمهها و معضلات و بيمارىهاى عارض بر حيات فرهنگى، كوه دربرابر كاه مىنمايد.
اين همه در حالى است كه:
- هيچ سيستم پخش مطمئن، سازمان يافته و آزاد از بند و پستهاى مبتذل، براى توزيع آثار فرهنگى كشور وجود ندارد.
- هيچ نظام قيمتگذارى ثابت و مجراى مطمئن و سالمى براى تهيّه ملزومات نشر و به ويژه كاغذ در كشور وجود ندارد.
(هدف اين مقاله برشمردن مشكلات فراروى بازار انتشارات مطبوعات و كتب نيست. تنها براى نشان دادن يكى از موانع فراروى اهالى نشر كتاب و مطبوعات بيان اين موضوع كافى است.)
- هيچ ناشرى قادر به برنامهريزى دقيق براى نشر آثار خود نيست؛ زيرا پيچ و خمهاى دست و پاگير ادارى و البتّه بىمنطق و فاقد قانون مدوّن و عمدتاً دلبخواهى و سليقهاى كه توسط ادارات وزارت فرهنگ و ارشاد درباره صدور مجوّز نشر كتاب اعمال مىشود، به هيچ روى مجال برنامهريزى براى پاسخگويى به نياز مردم و به ويژه جوانان