ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥ - لطفاً آقايان وزير بخوانند
اهل سياست و صاحبان امضا در مناصب فرهنگى، همواره از مراجعه به اهل فرهنگ غفلت مىورزند و گاه خود را مستغنى از اين مراجعه مىشناسند و همچنين، به دليل كوتاهى عمر مديريّتها، آنها همهى همّت خود را مصروف اجراى تاكتيكها و برنامههاى جزيى مىسازند و ناخواسته بر گسترهى مشكلات مىافزايند. از همين رو آنها، هيچ گاه قادر به شناسايى مبادى و پايهها و رفع بنيادين معضلات نمىشوند. ضمن آنكه، هر يك از مناسبات و معاملات جارى ميان مردم را چونان جزايرى مستقل و بىارتباط با هم فرض مىكنند و بدون ملاحظهى ارتباط عرضى و طولى مناسبات اقتصادى، اجتماعى، سياسى و ... تنها به صورت مستقل در حوزهى مأموريت رسمى خويش اخذ تصميم مىكنند و بىاعتنا به آنچه در ساير حوزهها مىگذرد، اميد به گشايش بزرگ در حوزهى فرهنگ عمومى دارند.
آنچه كه به عنوان مشكل و معضل در مناسبات و روابط فرهنگى و عمومى مىشناسيم؛ چونان درد ظاهرى دندان، ريشهدار و مرتبط با سوابق و لواحقند. اين بيمارى وقتى امان را مىبرد كه به ريشه و بن زده باشد. اين سخن به اين معنى است كه:
- عموماً از بن و بنيادها غفلت مىورزيم؛
- بىتوجّه به ارتباط وضع امروز با سوابق رفته دربارهى آنها، اخذ تصميم مىكنيم؛
- به دليل نگاه قالبى و شكلى به مسائل و معضلات، تغيير در صورتها، كاهش يا افزايش كميّتها، بركشيدن ساختمانها و تدارك اسباب و وسايل راه علاج معرفى مىكنيم. با مشاهدهى شدّت يافتن خلجان و هيجان بيمارى و بروز تبعاتش در مناسبات عمومى با نوعى فرافكنى، مديران پيشين يا دستهاىِ پنهانِ دشمنى مفروض و در كمين را عامل شكستها و ناكامىها معرفى مىكنيم. اين وضع، سالهاست كه ادامه يافته و ما بدان معتاد و مبتلا شدهايم.
تورّق صفحات بسيارى از كتب و نشريات سى سال اخير كه در ميان خود مطالب برخى از اهالى فرهنگ و تفكّر را پنهان داشتهاند، پرده از اين پروندهى قطور و بيماى مزمن برمىدارد.
هماره مردان اهل نظر و به حقيقت فرهنگى، مشاهدات و ملاحظات خود را نگاشته و ما را يادآور شدهاند؛ در حالى كه مردان صاحب منصب با تصلّب رأى و خودشيفتگى به اجراى چند تاكتيك مشغول گشته و گويا اين سرنوشت محتوم ساكنان شرق در اين سيصد، چهارصد سال اخير بوده است. فرصتها را از دست دادهاند و البتّه اين وضع تداوم خواهد يافت.
جدا افتادگى نظر و عمل و به تبع آن جدايى اهل نظر و مردان عامل، تداوم اين ماجرا را تضمين مىكند. موضوع انقلاب فرهنگى و عملكرد متولّيان اين امر مهم، دست كم به عنوان يكى از مصاديق قابل شناسايى است
در آستانهى تأسيس دولت جديد، حسب وظيفه، نگاهى اجمالى به اوضاع فرهنگى خواهيم داشت. اين همه در حالى است كه طىّ چهار سال گذشته، چهارده مرتبه وجوه مختلف موضوع مورد بررسى قرار گرفته و به انحاى مختلف، مستقيم يا غيرمستقيم به اطّلاع اهالى دولت و صاحبان امضا رسيده است و تكرار ديگر بار همهى مباحث رفته و گشايش دريچهاى نو بر اين ماجرا وجهى ندارد ودست كم از اهل خرد و خردورزى به دور است و تحمّل تبعاتش نيز ساده نمىنمايد. «من جرب المجرّب حلّت به النّدامه؛ هر كس تجربه شدهاى را دوباره بيازمايد، پشيمانى بر او روا مىگردد.»
با اين همه و صرف نظر از گفت و گوى جدّى از مبادى و مبانى فكرى و فرهنگى مناسبات و معاملات جارى و ريشههاى در هم ريختگى و ركود در حوزهى مناسبات فرهنگى جامعهى امروز ما كه انجامش در عهدهى مردان نشسته بر صندلىهاى شوراى پر طمطراق عالى انقلاب فرهنگى است، به برخى نقاط ضعفها كه باعث بروز نوع ويژهاى از ايستايى در حوزهى فعّاليتهاى فرهنگى اصيل و در نتيجه غالب شدن آثار ضدّ فرهنگى و شبه فرهنگى در ميان مردم شده است، اشاره مىكنم:
الف) غيبت تفكّر استراتژيك در حوزهى فعّاليتها و برنامههاى فرهنگى و غفلت از جايگاه فرهنگ و فعّاليتهاى فرهنگى؛ با وجود آنكه عموم مديران طراز اوّل، طىّ سالهاى گذشته دانش آموختهى غرب يا حدّاقل علوم جديد غربى و جملگى نيز طالب برنامه ريزى و مدرنيته بودند؛ ولى از تفكّر استراتژيك و برنامه ريزى مبتنى بر استراتژى غفلت ورزيدهاند.
طىّ سالهاى اخير، به هر دليل بخش عمدهى توان و توجّه دولت مردان مصروف صورت مادّى و حيات بيرونى مناسبات مردم، يعنى اقتصاد و سياست شده و فعّاليت فرهنگى و حتّى وظايف سازمانهاى متولّى امور فرهنگى، منحصر در هزينهى بودجه و امكانات در امور كمّى و شكلى حوزهى فرهنگ شده است.
از ديگر سو برخى دلبستگان به صورت اعمال مذهبى و دينى، حسب نوع آموزش و تربيت ويژهى خود، هماره، سر در پى برنامهها و آثارى در حوزهى دين و فرهنگ و هنر مىگذارند كه با بيان صريح، مستقيم و آمرانه در كار خلق روزگار و تربيت و ارشاد آنها وارد مىشود. از اين رو، در اين نگرش و ادبيات، امر و نهى، تحكّم و توجّه به ظواهر و به طور خاص، ظاهر مذهب از جايگاه ويژه و اولويّت برخوردار مىشود.
نگاه به مردم، قضاوت دربارهى اعمال و سير و سلوك آنها نيز از همين منظر (امر و نهى و حكم) معنى مىيابد.