ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦ - تبليغات دولتى
كه همه كارهاى درست يا نادرستى را كه با تدبير و اراده خويش در عرصه هاى مختلف فرهنگى، سياسى، و اقتصادى انجام مى دهيم به آن حضرت نسبت دهيم و چنين وانمود كنيم كه همه اين كارها در تحت مديريت امام زمان (ع) و به خواست آن حضرت (ع) انجام شده است.
اين قرائت از مديريت امام زمان (ع) در عالم هستى، افزون بر اينكه اين شبهه را به ذهن تداعى مى سازد كه برخى افراد از طرف امام مهدى (ع) وكالت، سفارت و نيابت خاص براى اجراى پاره اى امور دارند- يعنى امرى كه در توقيع شريف امام مهدى (ع) خطاب به آخرين نايب خاص، به شدّت نفى شده و مدّعيان آن دروغگو و افترازن برشمرده شده اند- اين خطر را نيز در پى دارد كه مردم به واسطه برخى اقدام هاى نادرست ما كه به گونه اى به امام زمان (ع) نسبت داده مى شود، به آن حضرت بدبين شوند و ايشان را مسبّب همه مشكلات اجتماعى و اقتصادى موجود بدانند.
دومين آسيبى كه در اين زمينه قابل طرح است، دولتى شدن امر تبليغ و ترويج فرهنگ مهدويت و انحصار اين موضوع به چند مؤسّسه مورد حمايت دستگاه هاى دولتى است.
دولتى كردن فعّاليت ها و بالاخره، ارائه پيش فرض هايى بر مبناى احتمالات درباره ظهور، بزرگ ترين لطمه را به اين امر مقدّس وارد مى آورد. چه؛
١. بسيارى از فرصت طلبان با شناسايى سوگيرى و قرائت دلخواه صاحبان امضاء و قدرت، سعى در ارائه آثارى مناسب با آن سوگيرى نموده و همه همّت خود را مصروف معقول و مقبول و حتّى مشروع جلوه دادن آن قرائت مى كنند و از اين طريق زمينه هاى امتزاج و التقاط و گاه انحراف در آموزه هاى اصيل را فراهم مى آورند.
٢. پوشيده نيست كه اشتغال به امور اجرايى در سطوح عالى، هماره امكان مطالعه جدّى و پيوسته و البتّه مبتنى بر حقايق و معارف دينى را از مديران سلب مى كند و اين امر بيش از پيش، آنان را نيازمند مردان فرهيخته از جمع عالمان وارسته و پرهيز از سوگيرى علنى مى سازد.
٣. بسيارى از مردان سياسى مانند عموم مردم در عرصه هاى عملى و ميان مناسبات سياسى و اقتصادى دچار لغزش و گاه سوء رفتار مى شوند، از همين رو با هرگونه لغزش احتمالى يا حتّى افترا و تهمت هاى نارواى معاندين، ساحت مقدّس مدّعا و مباحث مورد گفت وگوى مديران نيز در بين مردم آلوده به ترديد و بدگمانى مى شود.
٤. دشمنان هماره براى ضربه زدن به مردان سياست و راهبردهاى آنان، سعى در مخدوش ساختن چهره دولتمردان دارند. به سخره گرفتن آموزه ها و ايجاد ترديد در برابر آنها به صورت طبيعى و در نزد عامه مردم زمينه مخدوش شدن حقايق ناب و معارف دينى را در پى خواهد داشت.
در سال هاى اخير، به ويژه در نيمه شعبان سال جارى شاهد اين بوده ايم كه چند مؤسّسه برخوردار از حمايت هاى بى دريغ دولت و با محوريت برخى سازمان هاى دولتى، انحصار برگزارى مراسم و جشنواره هاى اين ايام را به دست گرفته و با حذف كامل مراكز و مؤسّسه هاى مستقل و مردمى و ناديده گرفتن فعّاليت هاى آنها، چنين وانمود كردند كه آنها تنها فعّالان و پيشتازان اين حوزه هستند.
اين روش صرف نظر از اينكه ظلمى آشكار در حقّ ديگر مراكز و مؤسّسه هاى فعّال در اين حوزه و در مغايرت كامل با فرهنگ عدالت محور مهدوى است، اين خطر را در پى دارد كه به تدريج فرهنگ مهدويت و انتظار تنها با قرائتى كه برخى اصحاب قدرت مى پسندند در جامعه رواج پيدا مى كند و از حضور گروه هاى مردمى و تشكل هاى مردم نهاد در اين حوزه كاسته مى شود.
به همين سبب است كه بايد اعلام كرد، انتظار مردم، تشكيل دولت امام زمانى و جارى شدن فرهنگ مهدوى در ميان مناسبات فرهنگى و مادى جامعه است و اين امر بيشتر از آنكه بسته و مقيد و منحصر به فعّاليت هاى فرهنگى مهدوى در دست گروهى از وابستگان به قدرت باشد، بسته عمل و تداوم خدمتگزارى است. حفاظت از بناى اعتقادى و باورهاى مردم و جلوگيرى از مخدوش شدن چهره اين بنا وظيفه همه ما و به ويژه مردان سياست و مديريت كلان جامعه است.
چنان كه ذكر آن رفت، آخرين و بزرگ ترين دستاويز مردم براى رفتن و خلاصى از بن بست ها، فرهنگ مهدوى است.
بياييد همه همّت خود را مصروف حفاظت از اين ذخيره الهى كنيم. بياييد از استفاده ابزارى از اين امر مهم و مقدّس دورى گزينيم و با عمل به آموزه ها و بسط عدالت در ميان مردم و مناسباتشان، زمينه جلب توفيقات الهى را فراهم آوريم. بى گمان از روى لطف دست ياريگرشان پشتيبان خواهد بود. إنشاءالله
سردبير