ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٣ - عراق، هدف حمله مسيحيان صهيونيست
در اجتماعات مذهبى در آخر هر ماه، بحث از پيشگويى مىشود. بيستمين كنفرانس بينالمللى پيشگويى آخرالزّمان در تامپا برگزار شد. بردوى مىنويسد: «به نظر بسيارى، شواهدى دالّ بر نقش عراق در سناريوى آخرالزّمان در بخشهاى كليدى پيشگويىهاى آخرالزّمان كتاب مقدّس وجود دارد».
مسيحيان صهيونيست اعتقاد دارند، پيشگويىها به اشغال عراق به عنوان زمينه ظهور مجدّد مسيح اشاره دارند و در اين زمينه به پيشگويىهاى وارده در سِفر «رؤياى يوحنّا» در عهد جديد استناد مىجويند. علىرغم متن بسيار مبهم و نمادين اين پيشگويىها در كتاب مقدّس، فصلهاى مربوط به «عراق» بسيار واضح آمده است. در كتاب مقدّس، عراق با نام «بابل» معرّفى شده است.
با وجود اينكه در طول تاريخ، عراق بارها مورد هجوم بيگانگان قرار گرفته است، مسيحيان صهيونيست عقيده دارند كه تصرّف عراق توسط آمريكا با ظهور مجدّد مسيح مرتبط است و مسيحيان صهيونيست عقيده دارند كه تصرّف عراق توسط آمريكا با ظهور مجدّد مسيح مرتبط است. بر طبق عقيده مسيحيان صهيونيست، طرح تقسيم عراق به سه ناحيه، احتمالًا با عبارت «و شهر بزرگ به سه قسم منقسم گشت ...» منطبق است. حتّى اين گروه لشكرى از كشيشان صهيونيست را به عراق فرستادهاند تا مردم عراق را متقاعد كنند كه تصرّف كشورشان، امر محتوم الهى بوده، در پيشگويىهاى كتاب مقدّس به صراحت به آن اشاره شده و آنها بايد آن را بپذيرند. «گراهام فرانكلين» در مورد اين مبلّغان گفته است، آنها به عراق رفتهاند تا به عنوان يك مسيحى، عشق و علاقه خود را به مردم نشان دهند و آنها اين كار را با نام مسيح انجام مىدهند. در آيه ١٤/ ٨ كتاب مقدّس مىخوانيم: «پس فرشته دوم، در پى او آمد و گفت، بابل عظيم كه از جام ظلم و ستم وجود خود، ساير ملل را سيراب نموده بود، سقوط نمود». و در ١٦/ ٨ مىخوانيم: «رعد و برق و صداهاى وحشتناكى به گوش رسيد و زلزله بزرگى به وقوع پيوست، زلزلهاى كه بهسان آن در تاريخ به وقوع نپيوسته بود. شهر بزرگ به سه بخش تقسيم شد و شهرهاى ملل از هم فروپاشيد و خداوند نام بابل بزرگ را برد تا خشم و غضبش آن را در برگيرد».
و در ١٧/ ٥ مىخوانيم: «بر پيشانى آن، نامى نوشته شده بود كه رازى در آن وجود داشت و آن نام بابل بزرگ با ظلم و ستم و زشتىها و پليدىهاى زمين بود».
و در ١٨/ ١ اين سفر نيز آمده است: «پس از آن فرشته ديگرى را ديدم كه از آسمان به سوى زمين فرود مىآمد و جايگاه عظيم و بزرگى داشت تا بهگونهاى كه زمين از عظمت و قدرتش نورانى گرديد. پس با صدايى بلند فرياد زد، بابل سقوط نمود، بابل بزرگ سقوط كرد».
«تام مهى»، مسيحى صهيونيست كه به رواياتش درباره اين پيشگويىها معروف و مشهور است، مىگويد: «بابل سرمنشأ تمام اديان دروغين و اورشليم سرمنشأ عقيده درست و برحق است.» همانگونه كه اين افراد اعتقاد دارند، جنگها و درگيرىهايى كه در نزديكى فرات طى حمله آمريكا به عراق به وقوع پيوست، تأكيدى است برآنچه در اين سفر آمده است و در ٩/ ١٤ مىخوانيم: «سپس به فرشته ششم كه شيپور را حمل مىكرد، گفت: چهار فرشته در بند بر روى رود بزرگ فرات را آزاد كن، پس چهار فرشته آزاد شدند و براى ساعت، روز، ماه و سال آماده گشتند تا يك سوم مردم را بكشند».
با اينكه عراق پيش از اين نيز اشغال شده بود، امّا مسيحيان صهيونيست اعتقاد دارند، اشغال عراق توسط آمريكا با دومين ظهور مسيح مرتبط است و چه بسا درخواست اين افراد جهت تقسيم عراق به سه بخش در واقع تحقق آيه فوقالذكر بود كه مىگفت: «شهر بزرگ به سه بخش تقسيم شد».
اين فرقه، لشكرى از مبشّران و مبلّغان خويش را به عراق فرستاد تا عراقىها را قانع نمايند، اشغال كشورشان، تدبير و خواست الهى بوده است كه مىبايست به آن تن در دهند. «فرانكلين گراهام» درباره اين مأموريّت و وظيفه تبشيرى و تبليغى مىگويد: «ما در آنجا (عراق) بيانگر احساسات و علاقه خود به ايشان هستيم و من به عنوان يك مسيحى و به نام مسيح دست به اين كار مىزنم».
براساس عقايد مسيحيان صهيونيست، بسيارى از متون كتاب مقدّس و از جمله سرود مذهبى «حزقيال نبى» كه در «عهد عتيق» آمده است، به لزوم گرد آمدن يهوديان در فلسطين و تشكيل حكومت يهودى اشاره مىكند و حتّى عقيده دارند كه يهوديان بايد به سوى فلسطين مهاجرت كنند، تا نقش خود را در وقايع دوران ظهور مسيح ايفا نمايند. براساس عقايد آنان، فلسطينيان، اعراب و مسلمين دشمنان يهوديّت هستند و بايد با آنها جنگيد. آنان اين موضوع را به صراحت در كنفرانسهايشان مطرح مىكنند و در مقالاتشان مورد بحث و بررسى قرار مىدهند. بنابراين از نظر آنان، تروريست بودن اعراب و مسلمين امرى عادّى و مسلّم است.
«جى آر گراهام» در يكى از كتابهايش مىگويد: «اسلام يك دين شيطانى است و قرآن عامل تحريك مسلمانان به سمت خشونت است».
آنان آينده جهان را به بدترين شكلى متصوّر مىشوند و وضعيّت جهان را به بدترين شرايط آخرالزّمان سوق مىدهند و براى رسيدن به اين هدف از هيچ تلاشى فروگذار نمىكنند، زيرا به عقيده آنان پيشگويىهاى كتاب مقدّس اينگونه مىگويند. «پت رابرتسون»، كشيش معروف مسيحى صهيونيستى عقيده دارد: «وضعيّت جهان، نبايد به سوى صلح و بهبود حركت كند، جهان را بايد به سمت بدترين شرايط ممكن سوق داد، مسيحيان بايد بياموزند كه چگونه موجب تأخير ظهور مسيح نشوند. بنابراين حتّى مسيحيان نبايد نگران آسيب هاى زيست محيطى باشند، زيرا براساس پيشگويىها، اين امر مقدّمه ظهور مسيح است». از بوش پرسيدند چرا به «پيمان كيوتو» (پيمان حفظ زمين از آفات گلخانهاى) نپيوستى؟ او گفت: «تا سال ٢٠٠٧ كره زمين برچيده مىشود، به خاطر اين چند سال خود را به زحمت نخواهيم انداخت».