ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٥ - ٢ ياران امام و موضع گيرى بصرى ها
بصره و رويدادهاى سال ظهور
محسن مشكل العبادى
اشاره:
بصره از شهرهاى مهم در دوران ظهور به شمار مىآيد. براى پرتوافكنى بر اين مسئله، بايد دو مطلب بسيار مهم را دراينباره مورد بحث و بررسى قرار داد: ١. اوضاع سياسى و نظامى زمان ظهور، ٢. تغيير ابعاد اقتصادى و اجتماعى اين شهر پس از ظهور. در مقاله پيش رو عنوان دوم را پى مى گيريم.
بحث و بررسى در مورد حوادث و رويدادهاى سال ظهور امام حجّت (ع)، شامل مطالب زير مىباشد:
١. مقاومت بصره در مقابل سفيانى و سهم و نقش آنها در راندن سفيانى از كوفه،
٢. امام مهدى (ع) و يارانش از بصره هستند،
٣. جنگ بصره، ميان امام (ع) و دشمنانش، و پيروزى امام در اين جنگ.
١. مقاومت اهل بصره در مقابل سفيانى
همانگونه كه از موضعگيرىهاى اهل بصره در گذشته، نسبت به اهل بيت (ع) مىدانيم، از زمان فتوحات اسلامى تا دوران حاضر، آنها به هيچ وجه از فداكارى در راه خداوند، دريغ نكردهاند و هميشه پايبند خطّ اهل بيت (ع) بودهاند. همانگونه كه گفته شد، سفيانى، سه بار وارد بصره مىشود و اين مطلب به عدم استقرار وى در اين شهر، به دليل مقاومت اهل بصره در مقابل او و كارهاى جنايتكارانهاش اشاره دارد. از اين روايت، اينگونه برمىآيد كه او تلاش مىكند اشخاص صاحب نفوذ را در اين شهر به خدمت خود در آورد امّا در اين كار شكست مىخورد و مجبور مىشود آنها را به قتل برساند. اين سخن امام كه فرمودهاند: «بزرگان بصره را به قتل مىرساند»، اين مطلب را تأييد مىكند. اين سخن مؤيد آن است كه او تصميمگرفته بزرگان بصره را از ميان برچيند تا همگى آنها در خدمت او باشند.
در واقع دلاورى و قهرمانى اهل بصره در اين مسئله، بىمانند است. زيرا آنها به مقاومت در مقابل سفيانى و راندن او، بسنده نمىكنند، بلكه پس از شنيدن خبر اشغال كوفه به وسيله سفيانى، كارهاى بسيار زشت و شنيع او، مانند كشتن زنان و كودكان و هتك حرمت به آنها، او را از كوفه بيرون مىكنند. ابن حماد گفته است: سفيانى وارد كوفه مىشود و سه روز به غارت و چپاول در آن مىپردازد و شصت هزار نفر از اهل آن را به قتل مىرساند سپس هجده شب در آنجا مىماند. پرچمهاى سياه پيش آمده، بر آب فرود مىآيند و خبر فرود آمدن آنها در كوفه به ياران سفيانى مىرسد. آنها مىگريزند و گروهى از اهل سواد و از كوفه كه جز سلاح مختصرى ندارند، خارج مىشوند. در ميان آنها اشخاصى از اهل بصره نيز هستند. آنها به ياران سفيانى مىرسند و اسرايى را كه در چنگال آنها گرفتار بوده و همچنين اموال مختلفى را كه در كوفه به غارت برده بودند، از آنها مىگيرند و نجات مىدهند.[١]
اين مطلب، حاكى از آن است كه بصرىها، با غيرت و تلاش براى دفاع از اصل اسلام، جانفشانى مىكنند. معروف است كه اهل سواد، ساكنان منطقهاى هستند كه اكنون (بصره، العماره، ناصريه، ديوانيه، السماوه، حلّه، نجف و واسط) ناميده مىشود.
همچنين اينگونه به نظر مى آيد كه ساكنان هورها در اين مناطق، بيشترين نقش را در بيرون راندن سفيانى از عراق، به ويژه كوفه دارند و مردم عادى سادهدل نيز نقش زيادى در اين كار خواهند داشت. در روايات آمده است كه سفيانى پس از آنكه مرتكب جنايتهاى زيادى مىشود و به مال و ناموس مردم تجاوز مىكند و كارهاى بسيار زشتى انجام مىدهد، گروهى از سرزمين آجام و از اشخاص ضعيف كوفه بر او مىشورند و جنگ سختى با او مىكنند، اسيران را از سفيانى مىگيرند و بقيه سپاهيان او مىگريزند.[٢]
سرزمين آجام و قصب نيز همان منطقه شمال بصره (در قرنة و المدينه تا مرزهاى العماره و از المَدَينة تا مرزهاى شهر ناصريه) است. همچنين روايات يادآور شدهاند، ضعيفان كوفه در اين كار شركت دارند و اين خود بيانگر اين نكته است كه آنها فقيران كوفه هستند وگرنه، ضعيفان چگونه مىتوانند بر سپاه سفيانى پيروز شوند و اسيرانى را كه سپاه سفيانى از آنها گرفته، بازگردانند، به ويژه اگر آن اشخاص بدون نيرو و قدرت و توان باشند؟ امّا فقير الزاماً ضعيف نيست. از امام على (ع) نقل شده است: « [سفيانى] سپس با هفتاد هزار نفر به سوى عراق و كوفه و بصره روانه مىشود».[٣]
همانگونه كه گفته شد، او وارد بغداد مىشود و همان جنايتهايى را كه در كوفه و بصره مرتكب شده بود، در آنجا هم مرتكب مىشود و در شهرهاى عربى و اسلامى ديگر نيز، كه وارد مىشود، چنين مىكند. او بيشتر شهرهاى اسلامى را به تصرف درمىآورد. اينجاست كه بايد يك فرمانده بسيار توانمند و يك رهبر بزرگ، مسئوليت مقابله با او و از بين بردن ستم و بىداد و جايگزين كردن عدالت و داد را بر عهده بگيرد. آن رهبر بزرگ، امام مهدى (ع) است.
اين مطلب، حاكى از آن است كه بصرىها، با غيرت و تلاش براى دفاع از اصل اسلام، جانفشانى مىكنند. معروف است كه اهل سواد، ساكنان منطقهاى هستند كه اكنون (بصره، العماره، ناصريه، ديوانيه، السماوه، حلّه، نجف و واسط) ناميده مىشود
٢. ياران امام و موضعگيرى بصرىها
در خطبه امام على (ع) آمده است: «هنگامى كه (امام مهدى (ع)) قيام كند، يارانش كه شمارشان به اندازه شمار اهل بدر و ياران طالوت است (سيصد و سيزده نفر) به دور او گرد مىآيند، همه آنها شيرانى هستند كه مانند پارههاى پولاد از بيشههايشان بيرون آمدهاند، اگر آنها همّت كنند و بخواهند كوههاى استوار را از جا مىكنند. آنان كسانى هستند كه توحيد خداوند را آنچنان كه خداوند شايسته آن است به جا آوردهاند.
آنان شبها بيدارند و همچون فرزندمردگان و مصيبتزدگان از ترس خداوند، گريه و ناله مىكنند. شبها را بيدارند و مشغول عبادت و روزها، روزهدار هستند. گويى همگى را يك پدر و مادر پرورش داده است. دلهاى آنها سرشار از محبّت و نصيحت است. نخستين آنها از بصره و آخرين آنها