ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢ - عراق در عصر ظهور
اوّلين نشانه آن، به محاصره درآمدن كوفه به وسيله خندقها، كمينگاهها و پُستهاى مراقبت است و به وجود آمدن حفرهها و شكافها در راههاى كوفه و تعطيل شدن مسجدها به مدّت چهل روز و به حركت درآمدن سه پرچم اطراف مسجد بزرگ ... كُشته و كُشنده هر دو در آتشاند و كشتار بسيار و مرگ بسيار تند و كُشته شدن نفس زكيّه (جانى پاك) در دل شهر كوفه همراه با هفتاد نفر از صالحان».[١]
با اين اوصاف، به نظر مىآيد كه نفس زكيّه، بر ضدّ فساد آن زمان قيام مىكند تا اينكه راه را براى امام هموار سازد. اين بيانگر اين نكته است كه مردم كوفه و مردم عراق به طور كلّى دست به شورشهايى مىزنند كه در محاسبههاى سياسى پيشبينى نشده است و آن را بىارزش مىداشتند. اين چيزى است كه ما آن را از سخنان امام باقر (ع) مىفهميم: «و سفيانى و كسانى كه همراه او هستند، پديدار مىشوند و كار به جايى مىرسد كه هيچ قصد و هدفى جز از ميان بردن خاندان محمّد (ص) و شيعيان ايشان ندارد. او گروهى را به كوفه مىفرستد و گروهى از شيعيان آل محمّد را به قتل مىرساند و به صليب مىكشد و پرچمى از خراسان مىآيد تا اينكه فرود مىآيد و مردى از موالى كه ضعيف است خروج مىكند و هر كسى كه از او تبعيّت كند به مصيبتى كه در كوفه اتّفاق مىافتد».
شورشهايى كه مردم عراق دست به آن مىزنند، نشان دهنده حسّ كينه و تنفّر آنان نسبت به حكومتهاى ستمگر و زورگو است.
آنگونه كه از روايتها برمىآيد، مردم دعوت و فراخوانى براى ياران پرچمهاى سياه در خراسان ارسال مىكنند تا به سمت عراق حركت كنند و آنجا را از لوث حكومت فرعونيان و تسلّط آنها، پاك كنند و البتّه اين پرچمها به رهبرى «خراسانى» به عنوان رهبر سياسى و به فرماندهى «شعيب بن صالح» به عنوان فرمانده نظامى به سوى آن منطقه حركت مىكنند. اين نكتهاى است كه برخى روايتها از آن سخن گفتهاند: «جوانى از بنىهاشم كه در كفِ دست راست او خالى، است. از خراسان با پرچمهاى سياهى خروج مىكند. در آن حال شعيب بن صالح كه با سفيانى مىجنگد، در خدمت اوست، او سپاهيان سفيانى را شكست مىدهد».[٢]
ظاهراً از جمله عواملى كه باعث پيروزى پرچمهاى سياه مىشود، كمكهاى مردمى به اين پرچمها است و به خاطر همين روايت ديگرى مىگويد: «هنگامى كه سپاهيان سفيانى به سمت كوفه براى تعقيب خراسانى حركت مىكنند و مردم خراسان در طلب مهدى (عج) خروج مىكنند، سپاهيان سفيانى و هاشمى (خراسانى) كه همراه با پرچم سياه است با هم برخورد مىكنند و درگير مىشوند. فرمانده سپاه هاشمى، شعيب بن صالح است او و سفيانى در اصطخر به هم مىرسند و ميان آنها جنگ بزرگى درمىگيرد و پرچمهاى سياه پيروز مىشوند و سپاهيان سفيانى فرار مىكنند و در اين هنگام مردم در آرزوى مهدى (ع) هستند و او را مىخواهند».[٣]
طبيعى است كه طرفدارى مردم از پرچم خراسانى، به خاطر ظلم و ستم و ويرانى و كشتارى است كه از طرف سپاهيان سفيانى به مردم اين منطقه مىرسد و روايتهاى تاريخى مىگويد: «سفيانى وارد كوفه مىشود و لشكريانش را سه روز آزاد مىگذارد كه هر كارى انجام دهند و از مردم آن سرزمين ٦٠ هزار نفر را مىكشد».[٤]
هنگام ورود پرچمهاى سياه به عراق، آرامش و استقرارى نسبى در اين كشور به وجود مىآيد و البتّه اعمال و رفتار جنجال برانگيز محدودى كه توسط باقىماندههاى سپاهيان سفيانى به وجود مىآيد، تا حدودى اين آرامش نسبى را بر هم مىزند. پس از گذشت مدّت زمانى كه روايات آن را به دقّت مشخّص نكردهاند، مهدى (عج) در مكّه ظاهر مىشود و اين پرچمهاى سياه، بيعت خود را با ايشان اعلام مىكنند و در برخى از روايتها آمده است: «و پرچمهاى سياه براى بيعت با مهدى (عج) كسانى را [به نمايندگى] مىفرستند».
ما در اينجا، چندان به تحرّكات مهدى (عج) در مدينه و مكّه و «جنگ اهواز» نمىپردازيم، امّا به طور خلاصه مىگوييم: امام (عج) پس از سر و سامان دادن اوضاع در مسير خود، وارد عراق مىشود و در وسط كوفه فرود مىآيد، امام باقر (ع) يادآور شده است كه فرود آمدن او در [شيئى با] هفت گنبد نورانى است و شايد اين توصيفى باشد از وسايل نقليهاى كه در آن زمان به كار مىرود. امام باقر (ع) فرمود: «قائم آل محمّد (ص) در روز لرزش، در هفت گنبد از نور فرود مىآيد و هيچ كس نمىداند كه او در كدام گنبد است تا اينكه در كوفه فرود مىآيد. اين روايت اشاره به ميزان سرّى و محرمانه بودن كارهاى امام دارد كه ايشان هنگام ورود به كوفه از آن تاكتيك استفاده مىكنند و اين خود، بيانگر وجود حالت عدم استقرار و آرامش است. پس از آن، امام شروع به سامان دادن اوضاع داخلى مىكند تا اينكه نقطه عطفى در كلّ جهان باشد و كلّ جهان سامان يابد».[٥]
برخى روايات يادآور شدهاند كه هنگام ورود امام (عج) سه جريان سياسى اثرگذار در اين منطقه وجود دارند. امام باقر (ع) مىفرمايند: «مهدى (عج) وارد كوفه مىشود و در كوفه سه پرچم است كه به جوش و خروش درآمده و آشفته حالاند و اين سه پرچم به امام مىپيوندند».[٦]
شايد نظر درست اين باشد كه اين جريانها، باقىماندههاى شكست خورده حكومتهاى پيشين باشند كه مخفيانه در عراق به دور از چشم ياران پرچمهاى سياه فعّاليت مىكنند. امام (عج) كار خود را با پاكسازى اين عناصر آغاز مىكنند، زيرا آنان به وسيله معجزاتى كه امام از مكّه تا مدينه انجام داده، هدايت نمىشوند و راهى جز تصفيه حساب خونين و جنگ با آنها، باقى نمىماند. به همين دليل امام باقر (ع) فرمودند: «قائم آل محمّد (ع)