سيره پيامبر اكرم با نگاهى به قرآن كريم - قرائتى، محسن - الصفحة ٩٤
جالب اينكه بعضى از آنان پيش از ظهور و آمدن پيامبر اسلام به خود نويد مىدادند كه با كمك كتاب و پيامبر جديد بر دشمنان پيروز مىشوند؛ «و كانوا من قبل يستفتحون على الّذين كفروا»[١] ليكن همين كه پيمبرى كه آن را شناخته بودند نزدشان آمد، به او كافر شدند.
مديريت پيامبر براى پس از رحلت
پيامبر اسلام ٦ براى دوران پس از خود علامتهايى را نصب كرد تا مردم دچار انحراف نشوند. به چند نمونه توجه كنيد:
يك جا فرمود: فاطمه پاره تن من است. رضاى او رضاى من و غضب او غضب من است. (اين كلام را تمام فرقههاى اسلامى قبول دارند.) با اين بيان به مردم بعد از خود اعلام كرد: كه هر گاه در افراد بعد از من شك كرديد، توجه شما به موضعگيرى فاطمه ٣ باشد. به هر كسى فاطمه رأى داد او حق است و از هر كس كه فاطمه ٣ ناراضى است او باطل است.
علامت دوم جهتگيرى ابوذر است. پيامبر فرمود: زير آسمان راستگوتر از او نيست.
(اين حديث را نيز شيعه و سنى قبول دارند)
با اين حديث به مردم اعلام كرد كه بعد از من در رهبرى جامعه شك نكنيد و نگاه شما به ابوذر راستگو باشد.
سومين علامت شخص عمّار بود. پيامبر فرمود: اى عمّار هر كس تو را بكشد ستمگر است و چون عمّار در صفين به دست لشكر معاويه كشته شد معلوم مىشود كه لشكر معاويه باطل است.
حديث كشته شدن عمّار به دست ستمگران را كه با جمله: يا عمّار «تقتلك الفئة الباغية» آمده است، شيعه و سنى قبول دارند.[٢]
بارها پيامبر ٦ با جمله «علىّ منّى و انا من علىّ»، «علىّ مع الحق»، «حسين منّى و انا من حسين»،
[١] - سوره بقره، آيه ٨٩
[٢] - و لذا همين كه در صفين عمّار كشته شد بعضى از مسلمانانى كه در لشكر معاويه بودند به شك افتادند و گفتند معلوم مىشود كه ما ستمگريم.« عمر و عاص»، كه نفر دوم رژيم معاويه بود گفت: اگر على عمّار را به جبهه نمىآورد كشته نمىشد پس قاتل عمّار على ٧ است نه معاويه. طبق اين نظر قاتل شهداى احد نيز پيغمبر بود چون پيغمبر آنها را به جبهه آورد