سيره پيامبر اكرم با نگاهى به قرآن كريم - قرائتى، محسن - الصفحة ٨٥ - اعراض و بايكوت
آنگاه كه زمين با همهى وسعتش (به سبب قهر ونفرت مردم) بر آنان تنگ شد و از خود به تنگ آمده و فهميدند كه در برابر خدا، هيچ پناهگاهى جز خود او نيست، پس خداوند لطف خويش را شامل آنان ساخت تا به توبه موفّق شوند. همانا خداوند توبهپذير و مهربان است.
سه مسلمانى كه در تبوك شركت نكردند،[١] پشيمان شده و براى عذرخواهى نزد پيامبر آمدند. امّا حضرت با آنان سخن نگفت و دستور داد كسى با آنان حرف نزند و همسرانشان هم به آنان نزديك نشوند. آنان به كوههاى اطراف مدينه رفتند و براى استغفار، جدا از يكديگر به تضرّع وگريه پرداختند تا پس از پنجاه روز، خداوند توبهى آنان را پذيرفت.[٢]
از اين آيه استفاده مىشود:
١- بىاعتنايان به جنگ وفرمان رهبرى، بايد تنبيه شده وتا مدّتى پشت سر گذاشته شوند. «خُلّفوا»
٢- قهر، بىاعتنايى و بايكوت، يكى از شيوههاى تربيتى براى متخلّفان و مجرمان است.
«ضاقت عليهم الارض ... ظنّوا ان لا ملجأمن اللَّه»
٣- مبارزهى منفى با متخلّفان، جامعه را براى آنان زندانى بىنگهبان و مؤثّر مىسازد.
«ضاقت عليهم الأرض»
٤- با آنكه پيامبر، مظهر رحمت الهى است، امّا به عنوان مرّبى، از اهرم قهر هم استفاده مىكند. «ضاقت عليهم انفسهم»
٥- يكى از عذابها عذاب وجدان است. «ضاقت عليهم انفسهم»
٦- يأس از مردم، زمينهساز توجّه به خداست. «لاملجأ ... ثم تابَ»
٧- توفيقِ توبه نيز در سايهى لطف و عنايت الهى است. اوّل خداوند لطف خود را به انسان باز مىگرداند، «تاب عليهم» تا انسان توفيق پشيمانى و عذرخواهى و توبه پيدا كند، «ليتوبوا» و همين كه توبه كرد، خداوند توبهى او را مىپذيرد. «انّ اللّه هو التوّاب»
[١] - كعببن مالك، مرارةبن ربيع و حلالبن اميّه
[٢] - بحارالانوار، ج ٢١، ص ٢٣٧