سيره پيامبر اكرم با نگاهى به قرآن كريم
(١)
پيشگفتار
٢ ص
(٢)
نياز به الگو
٧ ص
(٣)
پيامبر اكرم
٩ ص
(٤)
عنايات ويژه به پيامبر اسلام
٩ ص
(٥)
سيماى پيامبر اسلام
١٠ ص
(٦)
عذرخواهى از رسول خدا
١٦ ص
(٧)
سيماى پيامبر اكرم
١٩ ص
(٨)
مأموريتهاى پيامبر اسلام
٢٠ ص
(٩)
سادگى در سيره پيامبر اكرم
٢٢ ص
(١٠)
فرمانهاى سيرهساز
٢٤ ص
(١١)
عبادت پيامبر
٢٤ ص
(١٢)
دلسوز و مهربان
٢٥ ص
(١٣)
مشورت با مردم
٢٧ ص
(١٤)
همگام با ياران
٢٧ ص
(١٥)
وفاى پيامبر
٢٨ ص
(١٦)
صداقت پيامبر با مردم
٢٨ ص
(١٧)
پيشگام در مبارزه
٢٨ ص
(١٨)
تدبير پيامبر
٢٩ ص
(١٩)
قاطعيت پيامبر
٢٩ ص
(٢٠)
پيامبر و همسران متعدد
٣٠ ص
(٢١)
همسردارى پيامبر
٣٣ ص
(٢٢)
پيامبر و امور خانواده
٣٤ ص
(٢٣)
مهربانى با كودكان
٣٧ ص
(٢٤)
مهماننوازى پيامبر
٣٩ ص
(٢٥)
پيامبر و بهداشت
٤٠ ص
(٢٦)
پيامبر و جوانان
٤٠ ص
(٢٧)
صفات ديگرى از پيامبر
٤١ ص
(٢٨)
سيره عبادى پيامبر
٤٤ ص
(٢٩)
نماز شب
٤٤ ص
(٣٠)
سيره فردى پيامبر
٤٦ ص
(٣١)
عادى جلوه دادن خود
٥٢ ص
(٣٢)
سيره تبليغى پيامبر
٥٣ ص
(٣٣)
سيره عملى پيامبر
٥٥ ص
(٣٤)
اخوت و برادرى
٥٧ ص
(٣٥)
حقوق برادرى
٥٨ ص
(٣٦)
سيره پيامبر در تقويت نظام دفاعى
٥٩ ص
(٣٧)
پيامبر و رزمندگان
٦١ ص
(٣٨)
امان دادن به دشمن
٦٢ ص
(٣٩)
سيره پيامبر
٦٣ ص
(٤٠)
سيره مديريتى پيامبر
٦٣ ص
(٤١)
گرفتن اسير و رفتار با اسراء
٦٦ ص
(٤٢)
اسير شدن مسلمانان
٦٧ ص
(٤٣)
سيره پيامبر
٦٧ ص
(٤٤)
سيره پيامبر با مخالفان
٦٨ ص
(٤٥)
سيره پيامبر با مشركان
٧٣ ص
(٤٦)
برخورد با منافقان
٧٤ ص
(٤٧)
برخورد با كفار عادى
٧٥ ص
(٤٨)
سيره پيامبر در برخورد با اشرار
٧٦ ص
(٤٩)
سيره پيامبر با افراد پشيمان
٧٨ ص
(٥٠)
شيوه برخورد صبورانه
٧٩ ص
(٥١)
نگرانىهاى پيامبر و تسلى خداوند
٨١ ص
(٥٢)
اعراض و بايكوت
٨٤ ص
(٥٣)
كارنامه پيامبر
٨٦ ص
(٥٤)
الگو بودن نسل او
٨٧ ص
(٥٥)
وظيفه ما
٨٩ ص
(٥٦)
ادب در برابر پيامبر
٩٠ ص
(٥٧)
رسالت جهانى پيامبر
٩٢ ص
(٥٨)
بشارت تورات و انجيل
٩٣ ص
(٥٩)
مديريت پيامبر براى پس از رحلت
٩٤ ص

سيره پيامبر اكرم با نگاهى به قرآن كريم - قرائتى، محسن - الصفحة ٧٦ - سيره پيامبر در برخورد با اشرار

امان و پناه خواست، به او پناه بده تا كلام خدا را بشنود. سپس او را به مكان امنش برسان.

چرا كه آنان گروهى ناآگاهند. (و شايد با شنيدن آيات و ديدن محبت هدايت شوند.)[١]

آرى، اسلام دين رأفت و آزادى و طرفدار ايمانى است كه بر اساس فكر و تدبر و انتخاب و مهلت باشد، نه ايمانى بر اساس ترس و اجبار، حتى در شرائط جنگى به كافر فرصت تحقيق مى‌دهد. زيرا انحراف بعضى بخاطر عدم تبليغ ماست، نه كينه و لجاجت آنان. آرى، اسلام راه فكر و تحقيق را حتى روى افراد مهدورالدم كه احتمال هدايتشان مى‌رود باز كرده است. مكتبى كه منطق دارد عجله ندارد. به علاوه او را در امان كامل به منزلش برسانيد تا آسوده فكر كند.

آرى، اگر روزى كافران وجود پيامبر را مانع آزادى‌هاى منحرفانه خود مى‌پنداشتند، در عوض زمانى فرا رسيد كه وجود پيامبر مانع نزول عذاب و قهر الهى بر امت مى‌شد. «و ما كان اللّه ليعذبهم و انت فيهم»[٢]

اگر روزى مشركان مكه راه را بر پيامبر بستند و در صلح نامه حاضر نشدند كه نام محمد به عنوان رسول اللّه نوشته شود، در عوض خدا آيه «محمّد رسول اللّه»[٣] را كه براى هميشه در تاريخ ماندگار شد.

سيره پيامبر در برخورد با اشرار

جمعى از مشركان مكه به مدينه آمدند و مسلمان شدند ولى چون بيمار بودند به فرمان پيامبر به منطقه خوش آب و هوايى در بيرون مدينه رفتند و اجازه يافتند از شير شتران زكات بهره‌مند شوند. اما چون سالم و تندرست شدند، چوپان‌هاى مسلمان را گرفته دست و پاى آنان را بريده و چشمان آنها را كور كرده و شترهايشان را به غارت بردند و دست از اسلام برداشتند.

رسول خدا فرمان دادند آنها را دستگير كنند و همان كارى را كه با چوپانان كرده بودند بر


[١] - سوره توبه، آيه ٦

[٢] - سوره انفال، آيه ٣٣

[٣] - سوره فتح، آيه ٢٩