سيره پيامبر اكرم با نگاهى به قرآن كريم - قرائتى، محسن - الصفحة ٦٥ - سيره مديريتى پيامبر
در مديريت اسلامى عزت در طاعت الهى و ذلت در معصيت الهى است.[١]
اميرمؤمنان على ٧ مىفرمايد: هر كس خودش را پيشواى مردم قرار مىدهد بايد قبل از ديگران به تعليم خويش بپردازد و قبل از بيان با عمل و سيره خود مردم را ارشاد كند.[٢]
خداوند در سوره آل عمران درباره نرم خويى پيامبر سخن گفته و مىفرمايد: اگر تند خو و سخت دل بودى مردم از اطرافت پراكنده مىشدند.[٣]
قرآن مىفرمايد: ما تو را جز رحمتى براى جهانيان نفرستاديم.[٤]
قرآن مىفرمايد: پيامبر در غم شما شريك است، رنجهاى شما بر او سخت است، بر هدايت شما اصرار دارد، نسبت به اهل ايمان رئوف و مهربان است.[٥]
سوز پيامبر تا آنجا بود كه بخاطر ايمان نياوردن گروهى گويا مىخواست جانش را از دست بدهد. «لعلك باخِعُ نفسك الا يكون مُؤمنين»[٦]
و پيامبر مىفرمود: به اهل زمين رحم كنيد تا اهل آسمانها به شما رحم كنند «ارحَمُوا مَن فى الَارضَ يَرحمكُم مَن فى السّماء»[٧]
در فتح مكه پيامبر اعظم همه مخالفين خود را بخشيد و فرمود: من هم مثل برادرم يوسف مىگويم كه امروز ملامتى بر شما نيست.
در رهبرى و مديريت اولين نياز سعه صدر است كه خداوند به پيامبرش آن را عطا فرمود. «الم نشرح لك صدرك»
بدون سعه صدر انسان گرفتار هيجاناتى مىشود كه نمىتواند دين خود را حفظ كند و كسى كه حاكم بر خود نباشد نبايد حاكم بر ديگران باشد. حتى در ميان فقهاء كسانى كه توان حفظ خود را دارند و مخالف هواى نفس خود هستند حق مرجعيت دارند.[٨]
پيامبر اكرم ٦ اباذر را بسيار دوست داشت ولى به او فرمود: من ترا ضعيف مىدانم تو حتى بر دو نفر حق حكومت ندارى.
[١] - بحارالانوار، ٧٨، ص ١٩٢
[٢] - نهج البلاغه، حكمت ٧٣
[٣] - سوره آل عمران، آيه ١٥٩
[٤] - سوره انبياء، آيه ١٠٧
[٥] - سوره توبه، آيه ١٢٨
[٦] - سوره شعراء، آيه ٣؛ سوره كهف، آيه ٦
[٧] - مستدرك الوسائل، ج ٩، ص ٥٥
[٨] -« و امّا مَن كان من الفقهاء حافظاً لدينه صائنا لنفسه مخالفاً لهواه فللعوام ان يقلّدوه». بحارالانوار، ج ٢، ص ٨٨