سيره پيامبر اكرم با نگاهى به قرآن كريم - قرائتى، محسن - الصفحة ٦٤ - سيره مديريتى پيامبر
مشركان خواند.[١]
در روايات اداى امانات به صاحبش (از جمله سپردن مسئوليتها به افراد لايق) نشانه اسلام واقعى است. و به ما گفتهاند نه به زيادى نماز و روزه و حج ... و نالههاى شب نگاه كنيد و نه به طول ركوع و سجود ... بلكه به صداقت گفتار و اداى امانت افراد بنگريد.
البته اگر نيت و هدف انسان صحيح باشد و بين خود و خدايش اصلاح كند و سوء قصدى يا نور چشمى و پارتى بازى و رابطهگرى و سياسى كارى و ... در كار نباشد و افرادى را مسئول امورى قرار دهد خداوند طبق وعدهاى كه در سوره محمّد آيه ٢ داده است بدىهايشان را جبران و امورشان را اصلاح مىكند.
امروز بعضى مديريت را تنها سابقه، تخصص و موفقيت را داشتن امكانات و نيروها و اطاعت مردم را از طريق تهديد يا تطميع مىدانند. اما سيره پيامبر ٦ در مديريت:
اخلاق، نرمى، دورى از درشت خويى، عيب جويى، مداحى و تكلف و امتياز خواهى بود.
پيامبر عزيز با اينكه با برده مىنشست، گوسفند مىدوشيد، با فقرا هم غذا مىشد، بر الاغ سوار مىشد، ولى همين كه سخن مىگفت چنان جذب عظمت او مىشدند كه سرهاى آنها تكان نمىخورد. گويا روى سرهايشان پرندهاى نشسته كه اگر تكان بخورند اين پرنده مىپرد.
اين نوع عزت الهى كه در اثر تقوى حاصل مىشود با عزتهايى كه ما از راه دفتر و ماشين و بودجه و امكانات بدست مىآوريم تفاوت زيادى دارد.
قرآن مىفرمايد: محبوبيت و دوستى را خداوند در سايه ايمان و عمل صالح به افراد مىدهد (نه چيز ديگر)[٢]
پيامبر ٦ مىفرمايد: هر كس از خدا بترسد خدا همه چيز را از او بترساند و هر كس از خداوند نترسد خدا او را از هر چيزى بترساند.[٣]
[١] - مسند احمد حنبل، ج ٣، ص ٢١٢ و ٢٨٣؛ تفسير المنار، طبرى و ابن كثير و الغدير، ج ٦، ص ٣٣٨
[٢] - سوره مريم، آيه ٩٦
[٣] - امالى شيخ طوسى، ج ١، ص ١٣٩