سيره پيامبر اكرم با نگاهى به قرآن كريم - قرائتى، محسن - الصفحة ٦٣ - سيره مديريتى پيامبر
سيره پيامبر ٦ در پذيرش صلح
پيامبر اسلام ٦ از طرف خداوند مأمور شد كه اگر دشمنان به صلح تمايل داشتند او نيز تمايل نشان بدهد. «و ان جنحوا للسّلم فاجنح لها»[١]
اسلام جنگ طلب نيست و از قدرت خود سوء استفاده نمىكند و از پيشنهاد صلح استقبال مىكند، ولى بايد مسلمانان در مرحلهاى از قدرت باشند كه پيشنهاد صلح از سوى دشمن باشد «و ان جنحوا ...» و قبول يا ردّ پيشنهاد از اختيارات رهبر است نه مردم.
«فاجنح» ولى چون احتمال مىرود كه پيشنهاد صلح صادقانه نباشد، نياز به توكل بر خداست «و توكل على اللّه» همان گونه كه حضرت على ٧ به مالك اشتر مىنويسد: «لا تدفعن صلحا دعاك اليه عدوك و لكن الحذر الحذر من عدوك بعد صلحه فان العدوّ ربما قارب ليتغفّل» صلح پيشنهادى دشمن را رد نكن، ولى پس از صلح هوشيار و از نيرنگ دشمن بر حذر باش زيرا گاهى نزديكى دشمن براى غافلگير كردن است.
سيره مديريتى پيامبر
از آنجا كه فرمان خدا بر آن است كه امانتها را به اهلش رد كنيم و هر گاه بين مردم حكم مىكنيم به عدالت حكم كنيم[٢] و به گفته اميرالمؤمنين در نامه پنجم نهج البلاغه مسئوليتهاى حكومتى امانت الهى است كه بر گردن انسانها قرار مىگيرد، سيره پيامبر اين بود كه هر مسئوليتى را به اهلش بسپارد.
و اگر گاهى مسئوليتى را به فردى مىسپرد و خداوند به او وحى مىكرد كه او اهل اين كار نيست، مسئوليت را از او پس مىگرفت. نظير مسئوليت خواندن سوره برائت بر مردم مكه كه در آغاز پيامبر اين مسئوليت را به ابوبكر داد (شايد انتخاب ابوبكر به دليل آن بود كه او پيرمرد بود و كسى نسبت به او حساسيت نداشت) اما وقتى او نزديك مكه رسيد جبرئيل از سوى خداوند پيام آورد كه تلاوت آيات برائت را (كه سبب قلع و قمع شدن مشركين است) بايد كسى انجام دهد كه از خاندان پيامبر باشد. پيامبر حضرت على ٧ را مأمور اين كار كرد و آن حضرت آيات را در وسط راه از ابوبكر گرفت و به مكه رفت و بر
[١] - سوره انفال، آيه ٦١
[٢] - سوره نساء، آيه ٥٨