سيره پيامبر اكرم با نگاهى به قرآن كريم - قرائتى، محسن - الصفحة ٦٢ - امان دادن به دشمن
ناگفته نماند كه در آيه بعد مىخوانيم: چون خداوند در شما ضعف ديد، بر شما تخفيف داد. «الآن خفف اللّه عنكم و علم ان فيكم ضعفاً»[١] گرچه جمعيت شما زياد است ولى چون روحيه شما تنزل پيدا كرده است و اين ضعف اراده توان رزمى شما را از ده برابر به دو برابر كاهش داده است، ولى باز هم به خاطر ايمان بايد دو برابر كافران قدرت داشته باشيد. لااقل صد نفر بر دويست نفر بايد پيروز باشيد. «ماة صابرة يغلبوا مأتين» و هزار نفر بر دو هزار نفر بايد غالب و پيروز شويد. «الف يغلبوا الفين».
آرى در مديريت گاهى بايد به دليل تغيير شرايط و روحيه مخاطب آئين نامه تغيير يابد و اين تغيير قانون كه بر اثر كاهش يا افزايش ايمان است به دست خداوند است «خفف اللّه عنكم»
امان دادن به دشمن
در سال هشتم هجرى پيامبر اسلام ٦ ارتشى از مدينه بسيج نمود و مكه را فتح كرد.
بتها را درهم كوبيد، اما سختترين دشمنان خود را عفو نمود، حتى زن كافرى را كه با تهيّه غذاى مسموم، توطئه قتل رسول خدا ٦ را چيده بود بخشيد.
يكى از سران بتپرست به نام صفوان كه از قبيله بنى اميه بود به شهر جدّه كه در چند فرسخى مكه است فرار كرد، برخى نزد رسول خدا آمدند و براى او اماننامهاى درخواست كردند، پيامبر ٦ عمّامه خود را براى او فرستاد تا با اين نشانه در امان باشد و به مكه وارد شود. صفوان از جدّه برگشت و خدمت پيامبر ٦ رسيد و گفت: دو ماه به من مهلت دهيد تا فكر كنم. پيامبر چهار ماه به او مهلت داد. صفوان كه در بعضى آمد و رفتها همراه و در كنار رسول خدا ٦ قرار مىگرفت جذب اين مكتب و رهبر شد و با اختيار اسلام را پذيرفت.
در آيه ششم سوره توبه درباره امان دادن به دشمن و پناهندگى او سخن به ميان آمده و در فقه اسلامى نيز ضمن مباحث جهاد بحثى پيرامون امان دادن مطرح است كه نقل آن در اينجا ضرورتى ندارد.
[١] - سوره انفال، آيه ٦٦