سيره پيامبر اكرم با نگاهى به قرآن كريم - قرائتى، محسن - الصفحة ٥٣ - سيره تبليغى پيامبر
تعجل بالقرآن» سپس مىفرمايد «و قل ربّ زدنى علماً» معلوم مىشود آيات قرآن سرچشمه علم الهى است.
٤- افزونطلبى در كمالات ارزش است؛ آرى حرص در جمع مال و مقام پسنديده نيست ولى تحصيل علم هرچه بيشتر بهتر.
٥- زياد شدن علم آنجا ارزش دارد كه همراه با زياد شدن ظرفيت خود انسان باشد؛ آرى اگر ظرفيت انسان محدود باشد و اطلاعات زياد شود، آفاتى را به دنبال خواهد داشت. لذا قرآن مىفرمايد: «زدنى علماً» يعنى مرا بزرگ كن با دانش، و نمىفرمايد: «زد علمى» علم مرا زياد كن. بسيارى از جنايات بشرى به خاطر آن است كه علم به دست افراد كم ظرفيت است.
سيره تبليغى پيامبر
هنگامى كه آيه ٢١٤ سوره شعراء نازل شد كه «انذر عشيرتك الاقربين»، پيامبر اكرم ٦ بستگانش را به مهمانى فرا خواند و پس از پذيرائى سخن خود را آغاز و آنان را از شرك و بت پرستى نهى فرمود.[١]
آرى، دعوت بايد همراه با عواطف و مهربانى باشد و از نزديكان شروع شود. زيرا اولًا پذيرش دعوت از طرف نزديكان زمينه را براى پذيرش ديگران فراهم مىكند.
و ثانياً انسان در برابر بستگان نزديك مسئوليت بيشترى دارد و روابط فاميلى نبايد مانع نهى از منكر باشد.
تعداد مهمانان را چهل و پنج نفر گفتهاند، ولى ابولهب با سخنان ياوه جلسه را از آمادگى انداخت و حضرت مهمانى ديگرى تشكيل داد و بعد از صرف غذا، پيام رسالت خود را اعلام كرد. تنها كسى كه پاسخ مثبت داد نوجوانى به نام على ٧ بود كه پيامبر فرمود: اين برادر و وصى و خليفه و وزير من است كه بايد سخن او را گوش و از او اطاعت كنيد.[٢]
پيامبر اكرم ٦ سه سال تبليغ مخفيانه كرد تا اين آيه نازل شد: «فاصدع بما تؤمر و اعرض
[١] - تفسير مجمع البيان
[٢] - امالى شيخ طوسى، ص ٥٨١