سيره پيامبر اكرم با نگاهى به قرآن كريم - قرائتى، محسن - الصفحة ٢٦ - دلسوز و مهربان
و براى ايمان شما حرص مىخورد و در جاى ديگر خطاب به پيامبر مىفرمايد: «لعلّك باخع نفسك الا يكونوا مؤمنين»[١] شايد خويشتن را هلاك كنى كه چرا آنها ايمان نمىآورند.
همچنين در آغاز سوره طه مىفرمايد: «طه ما انزلنا عليك القرآن لتشقى» اى پيامبر! ما قرآن را بر تو فرو نفرستاديم كه اين همه خود را به زحمت بيندازى!
آرى، سوز و گداز دينى از اوصاف انبيا و اولياست و نه تنها بر آنها، بلكه براى هر مسلمانى لازم است. يك طلبه و يك دانشجو اگر بسوزد، جامعه را متحوّل كند.
البته سوز هم بايد از روى اخلاص باشد، دكّان نباشد! هر كس بايد ببيند چه كارى معطّل مانده است، آستينها را بالا بزند و كار را انجام دهد. به نوع كار، پستى و شرافت ظاهرى آن نبايد نگاه كرد. كارى كه بر زمين مانده است بايد با نيّت پاك و خالص انجام داد.
يكى از خصوصيّات انبيا از جمله پيامبر اسلام پرهيز از تكلف بود. خداوند از پيامبرش مىخواهد كه به مردم بگويد: «و ما انا من المتكلّفين»[٢] من اهل تكلّف نيستم و خود و ديگران را به سختى نمىاندازم.
پيش از بعثت پيامبر ٦ زندگى بر مردم سخت شد و كم كم كار به قحطى كشيد، مردم به وحشت افتاده بودند، از جمله حضرت ابوطالب پدر بزرگوار حضرت على ٧ كه پيرمردى عيالمند و كم درآمد بود، نياز شديدى به كمك داشت.
پيامبر ٦ با عموى خود (عباس) بنا گذاشتند خدمت ابوطالب برسند و هر يك، يكى از فرزندان او را به خانه خود بياورند و بدين ترتيب مخارج زندگى او را سبك كنند. اين تصميم عملى شد. عباس، جعفر را به خانه خود برد و پيامبر ٦، على ٧ را به منزل آورد و از همان اوان كودكى مربّى او گرديد.
بر خلاف رهبرانى كه هنگام احساس خطر، اول جان خود را از حادثه به در مىبرند و پا به فرار مىگذارند و مردم و هواداران رادر گرفتارىها رها مىكنند، پيامبر ٦ در مكه
[١] - سوره شعراء، آيه ٣
[٢] - سوره ص، آيه ٨٦