سيره پيامبر اكرم با نگاهى به قرآن كريم - قرائتى، محسن - الصفحة ١٧ - عذرخواهى از رسول خدا
خود، از سرسختترين دشمن خود به راحتى مىگذرد، ولى در مقام اجراى قانون به قدرى قاطع است كه سوگند ياد مىكند: اگر دخترم هم خلافى كند او را با حدود الهى ادب مىكنم.
در زمانى كه كمتر كسى خواندن و نوشتن مىدانست، فرمود: «طلب العلم فريضة على كلّ مسلم و مسلمة»[١]
و هنوز با گذشت چهارده قرن، درباره اهميت علم شعارى رساتر از اين شعار نيامده است.
در زمانى كه به خاطر كشته شدن يك نفر از يك قبيله، تمام افراد آن قبيله به خونخواهى قيام مىكردند و چندين نفر از قبيله قاتل را بىگناه مىكشتند و بى رحمى در حدّ اعلاى خود بود، در چنين شرايطى پيامبر دستور مىدهد كه اگر كسى حيوان خود را- گرچه در سفر مكه- آزار دهد گواهى آن شخص از اعتبار مىافتد. زيرا كسى كه حيوان را خسته كرده، قساوت قلب دارد و قبول شهادت از چنين كسى نارواست. آرى، اين دستورات و لطفى كه در آنها موج مىزند رمز حيات آن ملت مرده شد: «دعاكم لمايحييكم»[٢]
بى جهت نيست كه خدا مىفرمايد: «من يطع الرسول فقد اطاع اللّه»[٣] هركه از پيامبر ٦ اطاعت كند در حقيقت از من اطاعت كرده است.
«و ما ينطق عن الهوى»[٤] او از روى هوا و هوس، چيزى نمىگويد.
«انك على صراط مستقيم»[٥] او بر راه مستقيم است.
مگر مىتوان در جزوهاى كوچك، اخلاق كسى را منعكس كرد كه خدا دربارهاش فرموده است: «انّك لعلى خلق عظيم»[٦] تو بر خلق بزرگى هستى.
چه بگويم درباره كسى كه تولدش شعلههاى آتشكده فارس را خاموش كرد و بعثتش شعلههاى فساد را. تولّدش پايههاى كاخ كسرى را تكان داد و بعثتش قلب و مغز افراد آماده را.
[١] - بحارالانوار، ج ٦٧، ص ٦٨
[٢] - سوره انفال، آيه ٢٤
[٣] - سوره نساء، آيه ٨٠
[٤] - سوره نجم، آيه ٣
[٥] - سوره زخرف، آيه ٤٣
[٦] - سوره قلم، آيه ٤