سيره پيامبر اكرم با نگاهى به قرآن كريم - قرائتى، محسن - الصفحة ١٥ - سيماى پيامبر اسلام
كرد كه به درجه يقين و باور رسيد: «و عبدت اللّه مخلصاً حتى اتاك اليقين»[١]
قرآن شفاست: «و شفاء لمافى الصدور»[٢] پيامبر نيز طبيب است: «طبيب دوّار بطبّه»[٣]
براى قرآن صفت روشنگرى آمده است: «و قرآن مبين»[٤] براى پيامبر نيز. «قل انى انا النّذير المبين»[٥]
قرآن عزيز است: «لكتاب عزيز»[٦] پيامبر نيز مايه عزّت است: «اعزّ به الذلّة»[٧]
قرآن مردم را به رشد فرا مىخواند: «يهدى الى الرشد»[٨] پيغمبر نيز مردم را به رشد فرا مىخواند: «و هدى الى الرشد»[٩]
قرآن حافظ اصول كتابهاى آسمانى است: «مهيمناً عليه»[١٠] پيامبر نيز حافظ تمام انبياى پيشين است: «مهيمناً على المرسلين»[١١]
قرآن امام است: «عليكم بالقرآن فاتّخذوه اماماً»[١٢] پيامبر نيز امام است: «و انا ... امام المتقين»[١٣]
قلبى كه در آن قرآن است گرفتار عذاب الهى نمىشود: «لايعذب اللّه قلباً وعى القرآن»[١٤] امتى نيز كه در ميان آنان پيامبر باشد گرفتار عذاب الهى نمىشود: «و ما كان اللّه ليعذبهم و انت فيهم»[١٥]
نه در قرآن انحرافى است: «لم يجعل له عوجاً»[١٦] نه در پيامبر انحرافى است: «انّك لمن المرسلين على صراط مستقيم»[١٧]
هم قرآن حرف آخر را مىزند: «انّه لقول فصل»[١٨] هم كلام پيامبر آخرين حرف است.
«كلامه الفصل»[١٩]
آرى پيامبر خدا ٦ قرآن مجسم بود و چون پيامبر اكرم ٦ حضرت على ٧ را در آيه مباهله جان خود دانسته است، پس آن حضرت نيز قرآن مجسم است و اگر در روايات آمده است كه نماز بى ولايت على ٧ قبول نيست، جاى تعجّب نيست. زيرا در آيه غدير خم خداوند به پيامبرش خطاب كرد كه رسالت بدون ابلاغ ولايت قبول نيست: «يا ايّها الرّسول بلّغ ... و ان لم تفعل فما بلغت رسالته»[٢٠] اى پيامبر آنچه از طرف پروردگارت به تو نازل شد ابلاغ كن و اگر انجام ندهى رسالت الهى را نرساندهاى. آرى رسالت پيامبر نيز بدون ولايت مردود است.
[١] - موسوعة زيارة المعصومين، ج ١، ص ٩٥
[٢] - سوره يونس، آيه ٥٧
[٣] - نهج البلاغه، خطبه ١٠٦
[٤] - سوره حجر، آيه ١
[٥] - سوره حجر، آيه ٨٩
[٦] - سوره فصّلت، آيه ٤١
[٧] - نهج البلاغه، خطبه ٩٦
[٨] - سوره جن، آيه ٢٢
[٩] - نهج البلاغه، خطبه ١٩٥
[١٠] - سوره مائده، آيه ٤٨
[١١] - نهج البلاغه، خطبه ٦٣
[١٢] - نهج الفصاحه، حديث ١٩٧٩
[١٣] - بحارالانوار، ج ٩، ص ٢٩٤
[١٤] - كنز العمال، حديث ٢٤٠٠
[١٥] - سوره انفال، آيه ٣٣
[١٦] - سوره كهف، آيه ١
[١٧] - سوره يس، آيه ٤
[١٨] - سوره طارق، آيه ١٣
[١٩] - نهج البلاغه، خطبه ٢٧٩
[٢٠] - سوره مائده، آيه ٦٧