گزيده مفتاح الفلاح - كليد رستگارى - شيخ بهائى - الصفحة ١٩٠ - زمان آن
بالإمام الكاظم موسى بن جعفر ٧ الّذي سألك أن تفرّغه لعبادتك، و تخلّيه لطاعتك، فأجبت دعوته، أن تصلّي على محمّد و آله، صلاة تقضي بها عنّي واجب حقوقهم، و ترضى بها في أداء فروضهم، و أتوسّل إليك بهم، و أستشفع بمنزلتهم، و أقدّمهم أمامي و بين يدي حوائجي، أن تجريني على جميل عوائدك، و تمنحني جزيل فوائدك و تأخذ بسمعي و بصري و سرّي و علانيتي، و ناصيتي، و قلبي و عزيمتي و لبّي، إلى ما تعينني، به على هواك، و تقرّبني من أسباب رضاك، و توجب لي نوافل فضلك، و تستديم لي منائح طولك، يا أرحم الرّاحمين.
«خدايا! هنگامى كه كار دشوار گردد، تو اميدى، و تو خوانده مىشوى، وقتى كه مشكلى برسد، و اجابتكننده گرفتار درمانده و نجاتدهنده از تاريكىهاى بيابان و دريايى، و آن كسى كه آفرينش و امر به دست تو است و آگاه به وسوسههاى سينههايى و مطّلع بر راز پنهانى اى مقصود هر نجوا و مرجع هر شكايت! اى آن كه حمد در آخرت و دنيا از آن تو است! اى آنكه زمين و آسمانهاى بلند را آفريدى! خداى رحمان بر عرش مستولى است، آنچه در آسمانها و زمين و مابين آنها و زير خاك است، براى اوست، و اگر بلند سخن بگويى، او نهان و آنچه در ضمير مىگذرد را مىداند، خداى يگانه كه معبودى جز او نيست و اسماء حسنى او