گزيده مفتاح الفلاح - كليد رستگارى - شيخ بهائى - الصفحة ٣٠٠ - * چهل مؤمن
«طلب آمرزش مىكنم از خداى يگانه كه جز او معبودى نيست و زنده قائم به ذات خود است، براى همه ستمها و جرايم و اسرافهايى كه بر نفس خود كردهام و به سوى او باز مىگردم».
سپس مىگويى:
ربّ أسأت و ظلمت نفسي و بئس ما صنعت، و هذه يداي يا ربّ جزاء بما كسبت، و هذه رقبتي خاضعة لما أتيت، وها أنا ذا بين يديك، فخذ لنفسك من نفسي الرّضا حتّى ترضى لك العتبى لا أعود.
«اى پروردگار من! بد كردم و بر خود ظلم نمودم و چه بد عمل نمودم و اين دستان من است اى پروردگارم! كه در برابر آنچه انجام دادم (در پيشگاه تو بلند است) و اين گردن من است كه براى آنچه كردم، خاضع است و هماكنون من در برابر توام. پس در جهت خشنودى خود، خشنودى را از من بگير تا راضى شوى. عتاب تو را باشد. من ديگر (بدانچه كردم) باز نمىگردم».
بعد سيصد مرتبه مىگويى: العفو العفو، آنگاه مىگويى:
ربّ اغفر لي و ارحمني و تب عليّ، إنّك أنت التّوّاب الرّحيم.
«اى پروردگار من! مرا بيامرز و به من رحم كن و توبهام را بپذير، كه همانا تو توبهپذير مهربانى».