گزيده مفتاح الفلاح - كليد رستگارى - شيخ بهائى - الصفحة ٣٠٢ - * دعاى امام سجاد
«مولاى من مولاى من! اين دستان من كه به سوى تو كشيدهام، پر از گناه است و چشمان من به اميد دوخته شده و سزاوار است كسى كه با پشيمانى و خوارى تو را خواند، او را از روى فضل با كرم جواب دهى. مولاى من! آيا مرا از اهل شقاوت خلق كردى تا گريهام را طولانى كنم يا از اهل سعادت آفريدى تا اميدم را بشارت دهم؟
مولاى من! آيا براى زدن پتكها اعضاى مرا آفريدى يا براى نوشيدن آب جوش درونم را آفريدى؟ مولاى من! اگر بندهاى توان فرار از مولاى خود را داشته باشد، من اولين فراريان از تو باشم، ولى مىدانم كه از دست تو به در نمىروم. مولاى من! اگر كيفر من از امورى بود كه در ملك تو مىافزود، از تو مىخواستم كه مرا بر آن صبر عطا كنى، اما مىدانم كه اطاعت فرمانبران در ملك تو نيفزايد و نافرمانى عاصيان از آن نكاهد. مولاى من! من كيم و چه قدرى دارم؟! به من از فضل خود ببخش و به پوشش خود مرا حفظ كن و از توبيخ من به كرم وجه خود درگذر، معبود من و مولاى من! در آن حال كه در بستر افتادهام و دستهاى دوستانم مرا جابهجا مىكنند، به من رحم كن، و در آن حال كه در محل غسل دادن افتادهام و شخص صالحى از همسايگانم مرا غسل مىدهد، به من ترحم نما، و در آن حال كه خويشانم اطراف جنازهام را گرفتهاند، به من رحم