گزيده مفتاح الفلاح - كليد رستگارى - شيخ بهائى - الصفحة ٥ - درآمد
درآمد
در چكاد انديشمندان فرازمند در زير رواق تاريخ به نظاره مشعل پرفروغ فرزانگان و صاحبان تعقل و تفكر مىنشينيم كه هماره روشنىبخش تاريخ، فرهنگ و تمدن بوده و از دير زمان به اهالى اقاليم قبله هويت بخشيده و پراكندگىها را به سامان آوردهاند.
احياى معرفت ربّانى، طلوع خورشيدى است درخشان در آسمان معرفت ايمانيان و چشمهاى جوشان در كوير خشك دلهاى زنگار گرفته زمينيان. مشرق الشمسين هدايتى است كه با احكام احكام دين بر بلنداى «درايت» و معرفت براى رهنوردانى كه در وادى انديشه گام مىنهند، رموز اسم اعظم را به ديد مىآورد و ستارهاى است در شب تار كه انسانها را به مسير حقيابى رهنمون مىباشد. در اين ميان، آموزههاى شيخ بهائى، حبل المتينى است كه غرق شدگان وادى ضلالت را اكسير سعادت مىبخشد. «هويت» كلمه تعقل و حكمت ايمانيان است كه به يمن حضور وحيانيان، فراديد آدميان را روشن نموده و آسمان وش، بر زبر تمام انديشههاى برخاسته از تاريخ و فرهنگ مادّى زمينى به شكوه مىايستد و رهروان را به نظاره فرا مىخواند.
چنين است كه معرفى و پاسداشت مفاخر فرهنگى، احياى هويت اسلامى و ملى است.
در يادكرد گذشتگان نيكنهاد و عالمان راسخ كه به نور امامان خود : هدايت پذيرفتند، اين نكته گفته بايد كه اينان به سيره موالى خود اقتدا كردند، بار خود را در پيشگاه آنان به زمين افكندند و جز از جام آنان ننوشيدند. در حقيقت، ياد كرد ايشان، يادآورى و موعظهاى است براى پسينيان و انس و آرامشى براى پيشينيان و كمكى به نسلها براى صعود به مدارج كمال و رويكرد به كارهاى پسنديده.
احياى ياد آن عالمان پاك، خود سبب ياد كرد امامان و پيشوايان آنها : است و مايه اتمام نور آن عالمان كه از ولايت موالى خود كسب فيض كردهاند. ياد عالمان گذشته وسيلهاى است براى عمل به آنچه درباره تشويق به همزيستى و معاشرت با عالمان راستين و ترغيب بر سخن گفتن با آنها رسيده است.
كسى كه چشم خود را به زوايايى از سيره بزرگان گذشته بدوزد؛ علم، عبادت، فضل و زهد آنها را مىبيند، چنانكه گويى خود با آنها معاشرت داشته و با ايشان انس ورزيده است. چنين اشخاصى از سخنان، حركات، سيره و آداب آنها بهره برده، اين نيكىها را پى مىگيرند.
طريقه بزرگان، بر ضبط احوال عالمان و جمع و تدوين آنها در كتابهايى گرامى استوارى يافته است. در اين