گزيده مفتاح الفلاح - كليد رستگارى - شيخ بهائى - الصفحة ١١٢ - * دعاى صباح
آنان روشن آفريد تا فضل او را طلب كنند و براى روزى وسيله جويند و در زمين به تكاپو افتند و نفع عاجل اين جهان و سود آجل آن جهان را بهدست آورند.
به اينها كار آنها را به سامان آرد و آنان را بيازمايد و بنگرد كه در اوقات طاعت و هنگام فرايض و احكام او چگونهاند تا بدكاران را مطابق كارشان كيفر دهد و نيكوكاران را به نيكى پاداش عطا كند.
خدايا! تو را سپاس كه صبح را براى ما شكافتى و ما را از روشنى روز بهرهمند ساختى و راه طلب روزى را به ما نمودى و ما را از آفات شبانه حفظ كردى. ما و همهچيز صبح كرديم، در حالىكه همه ملك توايم؛ آسمان و زمين و آنچه در اين دو پراكنده ساختى، ساكن يا متحرك ايستاده يا رونده و هرچه در هوا برآمده و زير خاك پنهان است، همه ما در پنجه قدرت توايم و ملك و قدرت تو ما را فروگرفته و مشيّت تو ما را به هم پيوسته است. دست در هر كار داريم، به فرمان تو داريم و هر تصرف ما با تدبير تو باشد. هيچ امرى نتوانيم، مگر فرمان تو باشد و هيچ خير به ما نرسد، مگر تو بخشيده باشى. خدايا! اين روزى است نو و تازه و گواهى آماده بر اعمال، اگر نيكوكار باشيم، ستايشكنان ما را بدرود گويد و اگر بد كنيم، با مذمّت و نكوهش از ما جدا گردد. خدايا! بر محمد و آل او