گزيده مفتاح الفلاح - كليد رستگارى - شيخ بهائى - الصفحة ٢٧٨ - * نماز شب
صحيفهها گناهم بزرگ شد، من به غير از آمرزش تو اميد ندارم و جز به خشنودى تو اميدوار نيستم. معبود من! انديشه در عفو تو مىكنم، در نتيجه، خطايم بر من آسان مىشود، سپس ياد از شدّت مؤاخذهات مىكنم، بليّهام بر من عظيم مىگردد. واى بر من اگر در نامهها گناهى را بخوانم كه فراموش كرده باشم و تو آن را شمرده و حفظ كرده باشى، در نتيجه بگويى او را بگيريد. واى بر آن دستگير شدهاى كه خويشانش او را نجات ندهند و قبيلهاش او را سودى نبخشد. آه از آتشى كه جگرها و كليهها را مىسوزاند. آه از آتشى كه اعضاى بدن انسان را مىكند و آه از فرورفتن در زبانههاى آتش».
و بعد از اين دعا گريه مىكنى و هر دعايى كه خواستى، مىخوانى.
* نماز شب
سپس براى نماز شب بر مىخيزى. علماى ما اتفاقنظر دارند كه اول وقت نماز شب، نصفشب است و هر مقدار به فجر دوم نزديكتر باشد، فضيلت آن بيشتر از زودتر خواندن آن است. پس اگر سپيده دميد و نمازگزار چهار ركعت آن را خوانده، آن را با كاستن از آن با خواندن سوره حمد در حالت ادا تمام كند، و مشهور اين است كه صاحبان عذر مىتوانند نماز شب را قبل از نصفشب