گزيده مفتاح الفلاح - كليد رستگارى - شيخ بهائى - الصفحة ٢٩ - * فصل دوم * روايتى از وضوى حضرت امير المؤمنين على
«خدايا! صورت مرا سفيد كن، در آنروز كه چهرهها در آن سياه مىشود، و صورتم را سياه مگردان، در آنروز كه چهرهها در آن سفيد مىشود».
بعد دست راست خود را شست و گفت:
اللّهمّ أعطني كتابي بيميني، و الخلد في الجنان بيساري و حاسبني حسابا يسيرا.
«خدايا! نامه اعمال مرا به دست راستم بده و (برات) جاودانگى در بهشت را به دست چپم ده و محاسبه مرا آسان گردان».
سپس دست چپ خود را شست، آنگاه گفت:
اللّهمّ لا تعطني كتابي بشمالي و لا تجعلها مغلولة إلى عنقي، و أعوذ بك من مقطّعات النّيران.
«خدايا! نامه اعمال مرا به دست چپم مده و آن را زنجير شده بر گردنم قرار مده، و من به تو پناه مىبرم از لباسهاى آتشين».
بعد سر خود را مسح كرد و گفت:
اللّهمّ غشّني رحمتك و بركاتك.
«خدايا مرا غرق در رحمت و بركات خودت كن».
آنگاه پاهاى خود را مسح كرد و گفت:
اللّهمّ ثبّتني على الصّراط يوم تزلّ فيه الأقدام، و اجعل سعيي فيما