گزيده مفتاح الفلاح - كليد رستگارى - شيخ بهائى - الصفحة ٣٢٤ - * فصل ششم * دعاى امام سجاد
بودى، تابوتوان از من رفته و نيرو از من دور گشته بود.
٢٦- اما تو مرا از فضل خود به مهربانى و لطف روزى دادى و تا اينجا به همانگونه پروريدى، و هيچگاه از احسان تو محروم نبودم و در فضل تو نسبت به من كموكاستى رخ نداد. با اين حال، يقين من هنوز به رسيدن روزى تو مستحكم نشده است تا با آرامش خاطر به كارى بپردازم كه سبب روسفيدى من نزد تو شود.
٢٧- شيطان عنان مرا گرفته و به سوى ضعف يقين و بدگمانى مىكشاند. اكنون از بدصحبتى او نسبت به خود و خوشطاعتى خود نسبت به او شكايت دارم و از چيره گشتن او به تو پناه مىبرم و به لابهوزارى از تو مىخواهم راه روزى را بر من آسان گردانى.
٢٨- تو را سپاس كه به من نعمتهاى بزرگ بخشيدى و شكر احسان خود را به من الهام نمودى، پس بر محمد و آل او درود فرست و روزى را بر من آسان گردان و مرا به قسمت خود قانع كن و به نصيب خودم در آنچه به من روزى كردهاى، خرسند گردان و هر چه از تن و عمرم گذشته است، در راه طاعت خود صرف كن كه تو بهترين روزىدهندگانى.
٢٩- خدايا! من به تو پناه مىبرم از آتشى كه گنهكاران را به آن عذاب مىكنى و هركه را كه از راه رضاى تو منحرف شود، بدان بيم مىدهى؛ آتشى كه هر قسمت آن قسمت ديگر را مىبلعد و فرو