گزيده مفتاح الفلاح - كليد رستگارى - شيخ بهائى - الصفحة ٣٢٢ - * فصل ششم * دعاى امام سجاد
بيدارى و عبادت پناه خود قرار ندهم و هيچ سنتى ستايش مرا نكند كه به آن درست رفتار كردم، مگر واجبات تو را كه اگر كسى آنها را ضايع كند، هلاك شود.
١٨- به بسيارى نافله به تو توسل نجستم؛ زيرا وظايف واجبات را همچنان كه بايد رعايت نكردم و از حدود مقرر تو درگذشته و به حريم حرمت راه يافته و گناهان بزرگى مرتكب شدهام كه تو بر من پرده پوشيدى و رسوايم نكردى.
١٩- و اين جايگاه كسى است كه در برابر تو از خود شرمسار و بر خود خشمگين و از تو خشنود است، با دلى شكسته و گردنى فرو افكنده و پشتى گرانبار از خطاها، از يكسو به تو اميدوار و از سوى ديگر از تو ترسان است.
٢٠- و چون تو سزاوارترى از همهكس به اميد، و شايستهترى از هر كس به ترس و بيم، پس آنچه اميد دارم، اى پروردگار من! به من ارزانى دار، و از آنچه مىترسم، مرا ايمن گردان، و از رحمت خود بهرهمند كن كه كريمترين كسى كه از او حاجت خواهند، تو مىباشى.
٢١- خدايا! اكنون كه به پرده عفو عيب مرا پوشيدى و در حضور هم رديفان در سراى فانى مرا غرق در نعمتهاى خود ساختى، در سراى باقى نير از رسوايىها محفوظم بدار؛ آنجا كه گواهان از