گزيده مفتاح الفلاح - كليد رستگارى - شيخ بهائى - الصفحة ٣٢٥ - * فصل ششم * دعاى امام سجاد
مىبرد و هر پاره از آن بر برخى ديگر مىتازد.
٣٠- آتشى كه استخوانها را فرسوده مىكند و مىريزد و ساكنانش را از آب جوشان مىنوشاند؛ آتشى كه به زارى و لابه گوش فرا نمىدهد و از عجز و نياز احدى به ترحم نيايد، كسى نمىتواند به فروتنى و تسليم از شكنجه و عذاب آن بكاهد و ساكنان خود را به عذابى دردناك و كيفرى سخت ناگوار و هرچه سوزانتر كه در حد توان او باشد، پاداش مىدهد.
٣١- و به تو پناه مىبرم از كژدمهاى آنكه دهان گشودهاند و مارهاى نيش برآورده و نوشيدنى آنكه دل و امعاى ساكنانش را پارهپاره مىكند و قلب آنها را از جاى برمىكند، و از تو مىخواهم كه مرا راهنمايى به آنچه مرا از آتش دور مىگرداند و آن را مىراند.
٣٢- خدايا! بر محمد و آل او درود فرست و مرا به فضل و رحمت خود پناه ده و از لغزش دستگير و خوار مگذار اى بهترين پناه دهندگان!
٣٣- خدايا! تو بندگان را از هر ناپسندى محفوظ مىدارى و حسنه مىدهى و هرچه بخواهى، بهجاى مىآورى و بر هرچيز توانايى.
٣٤- خدايا! بر محمد و آل او درود فرست، هرگاه ابرار و نيكان ياد شوند، بر محمد و آل محمد درود فرست تا شبوروز در گردش هستند؛ درودى كه دنباله آن قطع نگردد و عدد آن به شمار نيايد،