ترجمه اعتقادات شيخ صدوق - حسني، محمد علي - الصفحة ٩٩ - باب(بيست و نهم) اعتقاد در بهشت و دوزخ
و متعارف است كه چون وقت جاندادن مىشود مردم ميگويند فلان كس جان خود را ميبخشد و معلوم است كه آدمى چيزى را نميبخشد مگر اينكه بطيب خاطرش باشد، نه اينكه بزور باشد يا جبر يا اكراه و اما بهشت آدم ٧ باغيست از جنتهاى دنيا كه طلوع ميكند آفتاب در آن و غروب مىنمايد و جنت جاودانى نيست زيرا كه اگر بهشت جاودانى بود، آدم ٧ هرگز از آن بيرون نميرفت.
و اعتقاد ما آن است كه بثواب مقيم ابدى ميشوند اهل جنت در جنت، و بعقاب مخلد مىگردند اهل آتش در آتش و احدى نيست كه داخل بهشت شود تا اينكه اول جايش را از آتش باو بنمايند و بگويند اين مكان تست كه اگر نافرمانى كرده بودى البته در اينجا بودى، و احدى نيست كه داخل آتش شود تا اول جايش را از بهشت باو نشان دهند و گويند كه اين مكان تو است كه اگر فرمان خدا برده بودى هر آينه در آن بودى، آنگاه اينها منزلهاى آنها را بميراث ميبرند و آنها منزلهاى اينها را، اين است قول الهى كه: بهشتيان ميراث برانند كه بميراث ميبرند فردوس را ايشان در آنجا دائما مقيمند[١] و مؤمنى كه اقل مراتب منزلت را در بهشت دارد آن است كه مالك ده مقابل ملك تمام دنيا است.
(آن است كه بيرون نميرود احدى از دنيا تا ببيند و يقين كند كه در كدام يك از دو منزل بازگشت مىنمايد، آيا بسوى بهشت؟ يا بسوى آتش؟ آيا دشمن خدا است يا دوست خدا، پس اگر دوست باشد مر خدا را گشاده مىشود برايش درهاى بهشت و هموار مىشود برايش
[١] الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيها خالِدُونَ( سوره مؤمنون آيه ١١ و ١٢)