ترجمه اعتقادات شيخ صدوق - حسني، محمد علي - الصفحة ٣٦ - باب(نهم) اعتقاد در استطاعت
ليكن قادر بر زنا نيست مگر آنكه زنى را بهبيند و چون يافت زن را يا اينست كه خدا نگاهش ميدارد، پس سرباز ميزند، چنانچه يوسف ٧ سرباز زد و يا خدا واميگذارد ميانه او و آن زن و زنا ميكند و آن مرد زناكننده است[١]
[١] شيخ مفيد ابو عبد اللّه فرموده: آنچه را كه ابو جعفر از ابى الحسن موسى ٧ روايت كرده حديث شاذى است و استطاعت در حقيقت صحت و سلامت است، پس هر صحيحى مستطيع است و وقتى انسان عاجز مىشود و از استطاعت خارج ميگردد و بيرون ميرود كه از صحت و تندرستى خارج شود؛ و گاه مىشود كه كسى استطاعت عملى را دارد با آنكه آلت و ابزار آن عمل را فاقد است، اين گونه كسان مستطيعاند، ولى ممنوع از فعلند و منع ضد استطاعت نيست و بين منع و استطاعت تضادى وجود ندارد و تضاد آن با فعل است و بس و از همين جهت است كه كسى استطاعت نكاح كردن را دارد و حال آنكه او زنى را نمىيابد تا او را نكاح كند و خداوند متعال فرموده است: وَ مَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَناتِ الْمُؤْمِناتِ( سوره نساء آيه ٢٩) يعنى هر كس از شما كه توانگرى و استطاعت ندارد كه از زنهاى عفيفه مؤمنه نكاح كند الخ. پس بيان فرموده است خداوند تعالى انسان استطاعت نكاح را دارد ولى او نكاح نميكند؛ و استطاعت حج را دارد پيش از اينكه اعمال حج را بجا آورد و پيش از بيرون رفتن و خروج، استطاعت خروج را دارد خداوند تعالى فرمود: وَ سَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَوِ اسْتَطَعْنا لَخَرَجْنا مَعَكُمْ( سوره توبه آيه ٤٢) يعنى زود است كه قسم ياد كنند بخداوند كه اگر ما استطاعت ميداشتيم با شما بيرون مىآمديم پس خداوند خبر داده كه آنها استطاعت خروج را داشتند و بيرون نيامدند و نيز خداوند سبحانه فرمود: وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا( سوره آل عمران آيه ٩٨) يعنى بر مردمان واجب است كه براى رضاى خداوند سبحان قصد كنند خانه او را و زيارت كنند بيت اللّه را پس خداوند در اين آيه حج را بر مردمان واجب كرده و حال آنكه استطاعت قبل از حج است؛ پس چگونه گمان كرده است شيخ ابو جعفر رحمه اللّه كه شرط استطاعت زنا وجود مزنى بها( زن) است و ما بيان كرديم و گفتيم كه انسان استطاعت زنا را دارد با فقدان زن و نبودن او و بلكه در حين تعذر وجود او و اگر خبرى را كه شيخ ابو جعفر روايت كرده ثابت باشد پس مراد از استطاعت در او آسان كردن است فعل را و تسهيل نمودن است مر راه آن عمل را و راه نداشتن دليل بر عدم استطاعت نيست، از جهت آن چيزى كه ما پيش گفتيم كه: با منع هم استطاعت ممكن است باشد، و اين بابى است كه اگر خواسته باشيم بسط دهيم سخن در آن بطول ميانجامد و در آنچه كه ما از معانى آن ثابت نموديم كفايت است براى كسى كه عبرت گيرد.( ترجمه از مصحح است)