ترجمه اعتقادات شيخ صدوق - حسني، محمد علي - الصفحة ٣٤ - باب(هشتم) اعتقاد در فطرت و هدايت
و در بيان قول حق جل شانه: وَ أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيْناهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمى عَلَى الْهُدى[١] يعنى و اما قوم ثمود پس هدايتشان نموديم و بعد از هدايت كورى را بر قبول هدايت ترجيح دادند، آن حضرت فرمود: ترجيح دادند در حالى كه ميدانستند.
و شخصى از معنى آيه: وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ[٢] پرسيد، آن حضرت فرمود نجد خير و نجد شر، يعنى نموديم آدمى را راه خوبى و راه بدى[٣] و فرمود هر چه خداوند حائل علم آن گرديده از بندگان، پس تكليف آن برداشته شده از ايشان و ايضا فرمود كه: حقتعالى حجة گرفته بر مردم بآنچه داده بايشان و شناسانيده ايشان را و اللَّه اعلم.[٤]
[١] سوره فصلت آيه ١٦
[٢] سوره بلد آيه ١٠
[٣] مترجم گويد، نجد در اصل لغت زمين مرتفع است؛ و بعد استعاره شد از براى راه؛ بجهت آنكه جاده بر روى زمين نمايان است چون مكان مرتفع يا آنكه طول جاده در نظر سالك رو بصعود مينمايد در زمين هموار؛ و جناب امير ٧ نجد را در اين آيه تفسير براه و ديگران نجدين را بدو پستان مادر تفسير كردهاند. و اللّه و رسوله و خليفة رسوله اعلم،
[٤] شيخ مفيد رحمة اللّه فرمود: كه شيخ ابو جعفر ابن بابويه فطرت را ذكر كرده ولى معناى آن را بيان نفرموده، و حديثى در توجيه آن آورده ولى فائده آن را ذكر نفرموده و معنى در قول آن حضرت كه فرمود، فطر اللّه الخلق يعنى آغاز پيدايش و آفرينش فرموده، و فطرت معنى آن آفريدن است چنان كه خداى متعال فرمود الْحَمْدُ لِلَّهِ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ( سوره ملائكه آيه ١) اراده كرده بآن خالق سموات و ارض را على الابتداء و الاستقبال، و نيز در قول خداى تعالى است، فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها( سوره روم آيه ٣٠) يعنى خلقة اللّه التى خلق الناس، و او معنى قول امام صادق ٧ است كه فرمود، خداوند مردم را بر خلق توحيد آفريده يعنى عموم مردم را خداوند براى توحيد آفريده و براى اينكه او را واحد بدانند و مراد اين نيست كه خداوند از آنها توحيد را طلبيده و اگر چنين باشد بايد همه مردم موحد باشند ولى ما مىبينيم كه در وجود ما مخلوقين كسانى يافت ميشوند كه خدا را واحد نميدانند و او را بتوحيد عبادت نميكنند و اين خود دليل است بر اينكه خداوند توحيد را در خلق خود نيافريده بلكه آنها را خلق كرده است تا توحيد را كسب كنند و بدست آورند و شاهد گفتار ما قول حقتعالى است: وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ( سوره ذاريات آيه ٥٦) پس خداوند بيان فرمود كه بندگان را خلق كرده تا آنكه او را عبادت كنند و ستايش نمايند.
و بتحقيق كه از پيغمبر صلى اللّه عليه و آله روايتى وارد شده كه عامه و خاصه آن را بقبول تلقى كردهاند فرمود:
ُ كل مولود يولد فهو على الفطرة و انما ابواه يهودانه و ينصرانه
. يعنى هر فرزندى كه از مادر متولد شود بر فطرت توحيد است و جز اين نيست كه پدر و مادرش او را يهودى و نصرانى ميگردانند، و اين نيز مبين صحت گفتار ما است كه پيش از اين ذكر نموديم؛ از اينكه خداوند خلايق را آفريد تا او را عبادت كنند و آنها را ايجاد فرمود: كه توحيد او گويند و او را يگانه دانند و جز اين نيست كه گمراهان از پيش خودشان و از پيش كسانى كه آنها را گمراه كردهاند از جن و انس بغير از حقتعالى آمدهاند، يعنى خود آنها گمراهى را برگزيدند نه آنكه خداوند قضا فرموده بود بر ايشان ضلالت را.
و آنچه را كه آورده شيخ ابو جعفر در بيان خلق كردن خداوند خلق را و هدايت و راهنمائى آنان را براه راست. چنان است كه ذكر فرموده است و تحقيقا در اين موضوع مصاب است و راه نيكى را پيموده و آنچه را كه عدل اقتضا ميكند و عقل بر آن دلالت مينمايد فرموده است و اين خلاف مذهب مجبره است كه گفتار خدا را رد ميكنند، و در اقوال خود با دلايل عقلى مخالفند. مفيد( ترجمه از مصحح است)