ترجمه اعتقادات شيخ صدوق - حسني، محمد علي - الصفحة ١١٧ - باب«سى و ششم» اعتقاد در عصمت انبياء و ائمه و ملائكه
تمام عمر دنيا كه قائمى غير از او نخواهد بود، جهت آنكه پيغمبر ٦ و ائمه عليهم السّلام بر آن حضرت دلالت نمودهاند باسم و نسب شريفش و باو تصريح نموده و بشارت دادهاند، صلوات اللَّه عليهم اجمعين و من اين فصل را از كتاب هدايه بيرون آوردهام.
باب «سى و ششم» اعتقاد در عصمت انبياء و ائمه و ملائكه
ابن بابويه رحمة اللَّه عليه گويد: اعتقاد ما در شأن انبياء و رسل و ائمه و ملائكه صلوات اللَّه عليهم اجمعين اينست كه ايشان معصوم[١] و
[١] فرموده است شيخ مفيد عليه الرحمة كه عصمت از خداوند تعالى براى حجت خود، آن توفيق دادن و لطف است و چنگ( زدن) حجتهاى خدا بآن توفيق و لطف از خلاصى از گناهان و غلط نمودن( اشتباه كردن) در دين خداوند و عصمت تفضلى است از جانب خداوند تعالى بر كسى كه بداند كه چنگ خواهد زد بعصمت او، و اعتصام، كار آن شخص چنگ زننده است و نيست عصمت مانع از قدرت بر قبيح، و نه مضطركننده آن شخص معصوم بسوى حسن و نه ملجأكننده او بسوى حسن، بلكه آن عصمت چيزيست كه ميداند خداوند كه هر گاه بكند آن را در باره بنده از بندگانش اختيار نمىنمايد با آن نافرمانى او را، و نيستند همه خلق كه دانسته شود اين از حال ايشان بلكه دانسته شده از ايشان باين صفت ايشانند( آن كسانى كه برگزيدگان و نيكان از خلقاند()، فرموده است خداوند تعالى: إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى( سوره انبياء آيه ١٠١) تا آخر آيه و فرموده است كه: وَ لَقَدِ اخْتَرْناهُمْ عَلى عِلْمٍ عَلَى الْعالَمِينَ( سوره دخان آيه ٣٢) و فرموده است: وَ إِنَّهُمْ عِنْدَنا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الْأَخْيارِ( سوره ص آيه ٤٧) و پيغمبران و امامان بعد از ايشان صلوات اللّه و سلامه عليهم معصوم ميباشند در حالت پيغمبرى خود از جميع كبائر و صغائر و عقل تجويز مينمايند بر ايشان ترك مستحبى را بدون قصد تقصير و معصيت و تجويز نميكند بر ايشان ترك واجبى را از واجبات، مگر پيغمبر ما و امامان بعد از او صلوات اللّه عليهم كه بودند سالم از ترك مستحب و واجب پيش از حالت امامت و بعد از آن، و اما وصف نمودن ايشان بكمال در همه احوال ايشان؛ پس آنچه جزم بآن حاصل ميباشد كمال ايشان است در همه احوال ايشان كه بودند در آن حجتهاى خداوند تعالى بر خلقش و بتحقيق كه آمده است خبر بآن كه رسول خدا و امامان از ذريه او صلوات اللّه و سلامه عليهم بودند حجتهاى خداوند از ابتدائى كه كامل نمود عقلهاى ايشان را تا وقتى كه قبض نمود روح ايشان را، و نبود از براى ايشان پيش از حال تكليف حال نقص و جهلى پس بدرستى كه ايشان جارى مجراى عيسى و يحيى عليهما السّلام بودند در حصول كمال از براى ايشان با صغر سن پيش از رسيدن بحد احتلام و اين امرى است كه تجويز مينمايد آن را عقول و انكار نمىنمايند آن را، و نيست بسوى تكذيب اخبار راهى و وجه آن است كه جزم نمائيم بر كمال ايشان عليهم السّلام در علم و عصمت در حال نبوت و امامت و توقف نمائيم پيش از آن را( يعنى پيش از پيغمبرى و پيش از امامت) كه آيا بود حال ايشان حال نبوت و امامت يا نه و جزم نمائيم كه عصمت لازم ايشان است از اولى كه كامل گردانيد خداوند تعالى عقلهاى ايشان را تا وقتى كه گرفت ايشان را عليهم السّلام. مفيد