ترجمه اعتقادات شيخ صدوق - حسني، محمد علي - الصفحة ٦٠ - باب(شانزدهم) اعتقاد در موت
و اما اينكه حقتعالى در قرآن فرمود كه: ميپرسند تو را يا محمّد ٦ از روح، بگو روح از امر خدا است؛ مراد از اين روح خلقتى است بزرگتر از جبرئيل و ميكائيل عليهما السّلام كه با رسول خدا و ائمه هدى است صلى اللَّه عليهم و او از ملكوت است.
و در اين باب كتابى تصنيف مينمايم كه در آن شرح معانى اين مجملات دهم ان شاء اللَّه تعالى و اللَّه اعلم.
باب (شانزدهم) اعتقاد در موت
[١] ابن بابويه رحمة اللَّه عليه گويد كه:
خدمت جناب امير ٧ عرض شد كه صفت مرگ را براى ما بيان فرمائيد، آن جناب فرمودند با خبرى را برخورديد؛ مرگ يكى
[١] فرموده است شيخ ابى عبد اللّه مفيد كه ابو جعفر ابن بابويه عنوان باب را بموت نموده است و ذكر نموده است غير آن را و بود سزاوار كه ذكر نمايد حقيقت موت را يا عنوان كند باب را بمآل موت و عاقبت اموات، پس موت ضد حيات است كه باطل ميگردد با آن نمو و محال ميگردد احساس و آن حلول ميكند در محل حيات پس نفى ميكند آن را و آن از فعل خداوند تعالى است و نيست از براى احدى در آن صنعى و قادر نميباشد بر آن هيچ كس بجز خداوند تبارك و تعالى.
فرموده است خداوند سبحانه: وَ هُوَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ( سوره مؤمن آيه ٦٨) پس نسبت داده است خداوند تعالى زنده نمودن را بسوى خودش و نسبت داده است ميرانيدن را بسوى خودش و فرموده است حقتعالى كه: الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا( سوره ملك آيه ٢) يعنى خداوند تعالى خلق نموده است موت و حيات را تا آنكه بيازمايد شما را كه كدام يك از شماها نيكوتر ميباشيد از حيثيت عمل پس حيات آن چيزى است كه ميباشد بآن نمو و احساس و موت آن چيزى است كه باطل مىشود با آن نمو و احساس و صحيح نميباشد با آن قدرت و علم و خلق نموده است خداوند موت را در زندگان بجهت نقل نمودن انسان از دار عمل و امتحان بسوى دار جزا و مكافات و نميميراند خداوند بنده را از بندگان خودش مگر آنكه موتش اصلح است از براى او از بقايش و زنده نميگرداند بنده را مگر آنكه حيات اصلح است از براى او از موتش و هر چه ميكند آن را خداوند تعالى بخلقش پس آن اصلح است از براى ايشان و اصوب است در تدبير، و گاهى امتحان مينمايد خداوند تعالى بسيارى از خلقش را بآلام شديده پيش از موت و معاف مىدارد ديگران را از آن، و گاه ميباشد الم پيش از مرگ نوعى از عقوبت از براى كسى كه حلول ميكند در او، و ميباشد صلاح حال او و غير او( صلاح حال غير او) و بعقب در مىآورد آن عقوبت را نفع عظيمى و عوض كبيرى و نيست هر آن كسى كه دشوار باشد بر او بيرون آمدن نفسش كه بوده باشد بآن معاقب و نه هر كس كه آسان باشد بر او امر در نفس بيرون آمدن كه مكرم و مثاب باشد و بتحقيق كه وارد شده است خبر بآن كه آلامى كه پيش از مرگ واقع مىشود ميباشد كفاره از براى گناهان مؤمنين و ميباشد عقاب از براى كافرين و ميباشد راحت پيش از مرگ استدراج از براى كافرين و نوعى از ثواب براى مؤمنين، و اين امرى است پوشيده و پنهان از خلق كه مطلع نساخته است خداوند تعالى هيچ كس را از خلق خود بر اراده خود در آن بجهت آگاه گردانيدن او كه جدا شود از براى او حالت امتحان از حالت عقاب و حال ثواب از حال استدراج و بجهت تغليظ امتحان تا آنكه تمام گردد تدبيرش بر خلق.
و اما آنچه ذكر نموده است آن را شيخ ابو جعفر رحمه اللّه از احوال مردگان بعد از وفات ايشان پس به تحقيق كه آمده است اخبارى باين مضمون بر وجه تفصيل و بتحقيق كه ايراد نموده است شيخ ابو جعفر بعضى را از آنچه وارد شده است در اين باب مگر اينكه نيست داخل عنوان باب اصلا و بهر حال موت يكى از بشارات مؤمن است زيرا كه ميباشد اول راه او بسوى محل نعيم و بآن ميرسد مؤمن بسوى ثواب اعمال جميله كه در دار دنيا بجاى آورده است و آن موت اول سختى است كه ميرسد بكافر از سختيهاى عقاب و اول راه او است بسوى حلول عقاب، زيرا كه قرار داده است خداوند تعالى جزاء بر اعمال را بعد از موت و گردانيده است موت را سبب از براى نقلش از دار تكليف بسوى دار جزاء و حال مؤمن بعد از مرگش نيكوتر است از حالش قبل از مرگ، و حال كافر بعد از مرگش بدتر است از حالش قبل از مرگ، زيرا كه مؤمن گردنده است بسوى جزايش بعد از مردنش و كافر گردنده است بسوى جزايش بعد از مردنش و بتحقيق كه آمده است در حديث از آل محمد صلوات اللّه عليهم كه فرمودهاند كه: دنيا زندان مؤمن است و قبر خانهاش و بهشت جايگاهش و دنيا بهشت كافر است و قبر زندان او است و آتش جايگاه او است.
و روايت شده است از ايشان عليهم السّلام كه فرمودهاند كه: خير همه خير بعد از مرگ است و شر همه شر بعد از مرگ است، و نيست حاجتى از براى ما با نص قرآن در عواقب بسوى اخبار، و بشاهد عقول بسوى احاديث و بتحقيق كه ذكر نموده است خداوند تعالى جزاء صالحين را، پس بيان نموده آن را و ذكر نموده است جزاء فاسقين را پس تفصيل داده است آن را و در تفصيل خداوند بىنيازى حاصل است از غيرش- مفيد.