ترجمه اعتقادات شيخ صدوق - حسني، محمد علي - الصفحة ٤٧ - باب(چهاردهم) اعتقاد در عرش
باب (سيزدهم) اعتقاد در كرسى
ابن بابويه رحمة اللَّه عليه گويد:
اعتقاد ما در كرسى آن است كه آن ظرف كل آفريدگان و عرش و آسمانها و زمين است و هر چيز كه خدا خلق نموده در كرسى است، و در وجه ديگر كرسى علم است، و شخصى جناب صادق ٧ را از قول الهى: وَسِعَ كُرْسِيُّهُ- السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ[١] يعنى فرا گرفته و احاطه نموده كرسى خداوند آسمانها را و زمين را پرسيد، آن حضرت فرمود مراد علم خدا است.
باب (چهاردهم) اعتقاد در عرش[٢]
ابن بابويه رحمة اللَّه عليه گويد:
اعتقاد ما در باره عرش اينست كه عرش كل مجموع مخلوقات است
[١] سوره بقره آيه ٢٥٦
[٢] فرموده است شيخ مفيد عليه الرحمه كه عرش در لغت ملك يعنى مملكت است گفته است شاعر شعرى را كه مضمونش اينست كه: هر گاه بنو مروان هلاك شود عرشهاى ايشان يعنى مملكت ايشان، و هلاك گردند خود ايشان چنان كه هلاك شدند اياد و حمير كه دو قبيله بزرك بودند، و گفته است شاعر ديگر كه: گمان نموديم كه عرش تو يعنى مملكت تو برطرف نميگردد و متغير نميشود، و فرموده است خداوند تعالى در حالى كه خبر داده است از مملكت زنى كه پادشاه سبا بوده است يعنى بلقيس كه: وَ أُوتِيَتْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ وَ لَها عَرْشٌ عَظِيمٌ( سوره نمل آيه ٢٣) يعنى داده شده از هر چيزى و از براى او بود عرش بزرگى پس، عرش خداوند تعالى آن مملكت اوست و قرار گرفتن خداوند بر عرش كه فرموده است الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى( سوره طه آيه ١٥) آن استيلاى او است بر ملك و عرب تعبير مينمايد از استيلاء باستواء، گفته است شاعر:
\sُ قد استوى بشر على العراق\z من غير سيف و دم مهراق\z\E يعنى مستولى شد بر عراق بدون شمشيرى و خونى كه ريخته شود، و اما عرش آنچنانى كه بر ميدارند آن را ملائكه عليهم السّلام، پس او پاره از مملكت خداوند است و آن عرش است كه خلق نموده است آن را خداوند در آسمان هفتم و عبادت فرموده است ملائكه را عليهم السّلام به برداشتن و تعظيم نمودن آن چنان كه خلق نموده است خداوند سبحانه خانه در زمين و امر فرموده است بشر را بقصد آن و زيارت آن و حج بسوى آن و تعظيم آن و بتحقيق كه آمده است حديثى كه خداوند سبحان خلق نموده است خانه در زير عرش كه نام گذارده است آن را بيت المعمور كه حج ميكنند ملائكه آن را در هر سال و خلق نموده است در آسمان چهارم خانه را كه نام گذارده است آن را ضراح و عبادت فرموده است ملائكه را بحج و تعظيم آن و طواف دور آن و خلق نموده است بيت الحرام را در زمين پس قرار داده است آن را زير ضراح، و روايت شده است از حضرت صادق ٧ كه فرموده است كه اگر انداخته شود سنگى از عرش هر آينه واقع شود بر پشت بيت المعمور و اگر انداخته شود سنگى از بيت المعمور، هر آينه بيفتد بر پشت بيت الحرام و خلق ننموده است عرش را از براى خود كه وطن قرار دهد آن را خداوند، برتر است خداوند از اين ليكن خلق نموده است عرش را كه اضافه نموده است آن را بسوى خود بجهت تكريم و تعظيم آن و عبادت فرموده است ملائكه را به برداشتن آن، چنان كه خلق نموده است خانه را در زمين و خلق نموده است آن را از براى خودش و ساكن نميگردد آن را، برتر است خداوند از همه آنها و ليكن خلق نموده است آن را از براى خلقش و اضافه نموده است آن را بسوى خودش بجهت اكرام و اعظام و عبادت فرموده است خلق را بزيارت و حج بسوى آن.
و اما تعبير از علم بعرش پس مجاز است در لغت نه حقيقت و نيست وجهى از براى تاويل قول خداوند تعالى: الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى( سوره طه آيه ١٥) بآن كه در بر گرفت علم را، و جز اين نيست كه توجيه آن آن چيزى است كه مقدم داشتيم آن را و احاديثى كه روايت شده است در صفت ملائكه حاملين عرش عليهم- السّلام احاديث آحاد و اخبار افراد است جائز نيست جزم بآنها و نه عمل بر آنها و وجه، توقف نزد آنهاست، و جزم نمودن بر آنكه عرش در اصل لغت مملكت است و عرشى كه برداشته شده است جزئى است از مملكت كه عبادت فرموده است خداوند ملائكه را بحمل آن بنحوى كه مقدم داشتيم آن را- مفيد.