ترجمه اعتقادات شيخ صدوق - حسني، محمد علي - الصفحة ١٥١ - باب(چهل و پنجم) اعتقاد در اختلاف حديثين
را دشمن دارد از ترس خدا و بسبب تعظيم رسول خدا ٦ و سهو ننموده و درست شنيده و همان نحو كه شنيده روايت نموده بدون زياد و كم و دانسته ناسخ و منسوخ را و عمل بناسخ نموده و منسوخ را طرح نموده و بدرستى كه امرهاى پيغمبر ٦ را مثل قرآن ناسخى است و منسوخى و خاصى و عامى و محكمى و متشابهى، و اتفاق مىافتاد كه رسول خدا ٦ سخنى ميفرمود و براى آن دو وجه ميبود كلامى عام و كلامى خاص مثل قرآن، حق تعالى فرموده آنچه آورد شما را پيغمبر ٦ اخذ نمائيد و آنچه منعتان فرمود از آن دست بداريد[١] و در آن سخن مشتبه ميشد بر كسى كه معرفت نداشت كه خدا و رسول ٦ چه معنى را از آن كلام قصد نمودهاند و چنان نبود كه همه اصحاب رسول ٦ سؤال نمايند و بعد از سؤال تفهيم جواب را از آن جناب طلب كنند، زيرا كه در ميان اصحاب بودند قومى كه سؤال مينمودند از آن جناب و ديگر استدعاى تفسير جوابى را كه شنيده بودند نمينمودند جهت آنكه حقتعالى منعشان فرموده بود از سؤال آنجا كه در قرآن ميفرمايد: اى مؤمنان سؤال مكنيد از چيزهائى كه اگر بيان شود براى شما بدحالتان ميكند و اگر سؤال نمائيد در آن وقتى كه قرآن نازل كرده مىشود بيان خواهد شد براى شما كه خداوند عفو از آن فرموده و خدا آمرزنده و بردبار است، بتحقيق كه سؤال از آنها نمود قومى پيش از شما و بعد از جواب بآن كافر گرديدند[٢] و لهذا آن جماعت از اصحاب جناب رسالت مآب بازايستادند از سؤال حتى اينكه
[١] ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا
[٢] يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ تا آخر آيه