ترجمه طبّ الرضا (ع) - امير صادقى، نصير الدين - الصفحة ٨٨ - فرمان پادشاه
فرمان پادشاه
اذا اوحى الملك اليهما اطرق منصتا لهما حتى يسمع منهما ثم يجيب بما يريد فيترجم عنه اللسان بادوات كثيرة منها ريح الفؤاد و بخار المعدة.
عبارات فوق يكى از ادله عقلى و نقلى بر اثبات تجرد روح است.
زيرا جسم و ماده يك خاصيت بيشتر نميتواند داشته باشد و يك كار بيشتر نميتواند انجام دهد چنانچه چيزى بتواند بكارهاى مختلفى بپردازد و در چيزهاى متعددى تأثير كند معلوم مىشود فوق همه آنهاست و از همه آنها مجرد و برهنه است و چون تمام احساسات و ادراكات از هر نوع منسوب بروح و كار اوست پس روح ناچار بايد فوق همه محسوسات و مدركات باشد. اين يكى از ادله قوى تجرد روح است عبارت فوق علاوه بر آنكه بيان مزبور را ثابت و روشن ميكند مطلب سابق را نيز تأييد و مبرهن مينمايد زيرا صريحا ميگويد درككننده واقعى قلب است نه جوارح و اعضا.
امام عليه السّلام ميفرمايد: وقتى قلب بگوش امر كرد و اجازه داد كه صوتى را وارد خانه او كنند ساكت و بىتوجه بهمه چيز ميماند تا از راه گوش چه ميشنود و آنچه را شنيد جواب ميگويد زبان جواب او را بآلات و ادوات زيادى ترجمه ميكند.
ظاهرا مراد از ريح الفؤاد هوائى است كه از قلب بسوى ريه و قصبه خارج مىشود و مقصود از بخار معده بخاريست كه از معده بسوى