ترجمه طبّ الرضا (ع) - امير صادقى، نصير الدين - الصفحة ٢١٢ - حالت چهارم
حالت چهارم
ثم يدخل في الحالة الرابعة و هى سلطان البلغم الى ...
پس آنگاه داخل در حالت چهارم مىشود در اين سن بلغم غلبه ميكند، و اين حالتى است كه بچيزى تغيير نميكند مگر پيرى و ناتوانى، تلخى زندگى، كم شدن نيرو، فساد و بىنظمى، نشانه اين حالت آنست كه حافظه كم و نسيان زياد مىشود و شخص چيزها و كسانى را كه با آن مربوط بوده نمىشناسد، در حضور مردم چرت ميزند، هنگام خواب بيدار ميماند و موقع بيدارى خوابش مىبرد، روش و عادت ديرين خود را از دست ميدهد بهجت روى او كم مىشود از قدرت روئيدن ناخن و موى او كاسته ميگردد بلغم سرد و خشك است، سردى و خشگى همان معناى مرگ و فناى اجسام ميباشد.
در اين مرحله از عمر اگر شخص قبلا زياد تحت تصرف سوداء نبوده و لاغر نشده باشد رو بچاقى ميگذارد خواب و خيالش زياد و رطوبات دهان و بينى زياد و ادرار غير منظم و مسلسل شده به يبوست مزاج مبتلا مىشود، رنگ صورت پريده و سفيد مىشود و استخوانها پوك و اعصاب ناتوان مىشود حواس پنجگانه كند و ضعيف و خيالات قوى و در خواب و خيال اشياء را برنگ سفيد و خاكسترى مىبيند.