ترجمه طبّ الرضا (ع) - امير صادقى، نصير الدين - الصفحة ٨٤ - سلطان بدن
سلطان بدن
فاليدان عونان يقربان و يبعدان و يعملان على ما يوحى اليهما الملك و الرجلان تنقلان الملك حيث يشاء و العينان تدلانه على ما يغيب عنه لان الملك من وراء الحجاب لا يوصل اليه شىء الا بالاذن و هما سراجان ايضا.
پس تا چيزى را قلب نپسندد و نخواهد هرگز اعضا و جوارح بآن نخواهند پرداخت.
قلب باصطلاح دانشمندان تشريح عبارت از قطعه گوشت صنوبرى شكل است كه در پهلوى چپ انسان قرار دارد. در فارسى نامش دل است و در اصطلاح عرفاء و دانشمندان دين و اخلاق عقل و روح و نيروئى است كه حيات انسان باوست و گاهى هم مقصود از آن روح بخارى است.
مجلسى ره ميفرمايد: براى بعضى در ابتداى امر تنافى بنظر ميرسد كه چطور قلب پادشاه و هم خانه پادشاه باشد با توجه باين تقسيم مطلب روشن مىشود.
قلب داراى معانى بسيارى است از جمله:
گوشت صنوبرى شكل كه در پهلوى چپ قرار دارد (دل).
روح حيوانى كه از قلب منبعث شده در جميع بدن سارى ميگردد.
نفس ناطقه انسانية كه بگمان حكماء و بعضى از متكلمين مجرد است و تعلقش به بدن اول به بخار لطيفى است كه از قلب منبعث مىشود.