ترجمه طبّ الرضا (ع) - امير صادقى، نصير الدين - الصفحة ١٤ - مقدمه كتاب
امام عليه السّلام فرمود نزد من نيز تجربيات و اطلاعاتى هست كه بر اثر مرور زمان و آزمايشهاى گوناگون بصحت و درستى آنها يقين كردهام باضافه آنچه از گذشتگان بر آن توفيق يافتهام از چيزهائى كه انسان نميتواند آنها را نديده بگيرد و متروك بگذارد، ولى آنها را بصورت يك كتاب جمع آورى خواهم كرد.
مأمون براى كارى كه در آن شتاب داشت ببلخ مسافرت كرد و حضرت رضا عليه السّلام در نيشابور بماند.
مأمون از بلخ نامهئى نوشت و تقاضا كرد فصلى از آنچه مورد نياز است و از زير تجربه و آزمايش نيكو بر آمده است بنويسد.
امام عليه السّلام تقاضاى او را قبول كرد و نامه ذيل را مرقوم فرمود.
چون اين كتاب بسيار جلب توجه مأمون و دانشمندان عصر نمود مأمون دستور داد آن را با آب طلا بنويسند و بهمين مناسبت برساله ذهبيه يا مذهبه شناخته شد.
ولى بايد توجه داشت موجودات از نظر ساختمان وجودى با هم اختلاف دارند بطورى كه دو موجود را در همه عوالم هستى و اين جهان بزرگ نميتوانيم پيدا كنيم كه از همه جهت با هم مشابه باشند.
عرضههاى طبيعت نيز بآنها مختلف است يعنى موادى كه دائما بموجودات عرضه مىشود و بدل ما يتحلل آنها قرار ميگيرد، كمبود و كسرىهاى آنها را جبران ميكند نميتواند از يكنوع و از يك رقم و داراى يك نحوه اثر و خاصيت باشد.
بنا بر اين خوراك هر كس، پوشاك هر كس، مسكن و شغل و كار