آزادى و دين سالارى

آزادى و دين سالارى - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ٩٤

خدا، و تكاليف الهى، ناديده گرفته شده، و «خردمحورى»، جاى خود را به «غريزه‌محورى»، داده و به جاى اين‌كه رعايت حقوق خدا و داورى خرد، آزادى را محدود سازد، خواست جامعه و يا فرد در امور فردى، حالت محورى به خود گرفته است.

درجايى‌كه حكومت «من» بر حكومت قانون خدا، و ارضاى تمنّيات دل، بر حفظ ارزش‌ها غلبه كند، از چنين آزادى جز لجام گسيختگى، نفى ارزش‌ها، و بريدگى از خدا و تكاليف او، انتظار ديگرى نيست.

باتوجه به اين مقدمه و تفاوت‌هاى واقعى، ميان دو نوع آزادى، سخن خود را درباره‌ى دو موضوع كه در آغاز مقاله آمده است، متمركز مى‌سازيم. نخست آزادى بيان، را مطرح كرده، بعدا به آزادى عقيده مى‌پردازيم.

تعريف آزادى بيان‌

پيش از تشريح خطوط كلى آزادى بيان، به تعريف اجمالى آن اشاره مى‌كنيم:

آزادى بيان عبارت است از: ارايه‌ى هر نوع فكر و انديشه، كه به صورت‌هاى گوناگون عرضه مى‌گردد مانند: گفتار و سخن، قلم و نگارش، تصوير و فيلم، تئاتر و تعزيه و هر چيزى كه مى‌تواند