آزادى و دين سالارى - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ٧٣
هستيد از سه حق برخورداريد (و جسارتها و بىادبىهاى شما مانع از آن نيست كه شما را از اين حقوق محروم سازيم).
١. «لا نمنعكم مساجد اللّه أن تذكروا فيها اسمه»: از ورود شما به مساجد خدا جلوگيرى نمىكنيم تا در آنجا نماز بگزاريد.
٢. «لا نمنعكم من الفىء ما دامت أيديكم مع أيدينا»: شما را از بيت المال محروم نمىكنيم مادامى كه در مصاحبت ما هستيد (و به دشمن نپيوستهايد).
٣. «لا نقاتلكم حتّى تبدؤونا»: تا آغاز به جنگ نكردهايد با شما نبرد نمىكنيم.[١] ولى اين دستاويز مغالطهاى بيش نيست زيرا معارضان امام، در اصول، با وى مخالفت نبوده و آزاد گذاردن آنان لطمه به توحيد و نبوت، و يا اصول اجتماعى و اخلاقى اسلام وارد نمىساخت، آنان با حكومت امام مخالف بودند دراينصورت بايد آزاد باشند، مگر اين كه با اصل مورد نظر، به مخالفت عملى برخيزد.
درحالىكه مخالفان نظام اسلامى با برافراشتن پرچم الحاد، به جنگ اصول رفته و مىخواهند شعلههاى توحيد و وحى، را خاموش ساخته و نظام غربى را جايگزين نظام اسلامى سازند، آيا اگر امام زنده بود، به چنين گروه يا گروههايى آزادى مىداد!.
[١]. تاريخ طبرى: ج ٤، ص ٥٣.