آزادى و دين سالارى - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ٣١
يستضعف طائفة منهم يذبّح أبنائهم و يستحيى نسائهم إنّه كان من المفسدين.[١] «فرعون در زمين برترىجويى كرد و اهل آن را به گروههاى مختلفى تقسيم نمود، گروهى را به ضعف و ناتوانى مىكشاند، پسرانشان را سر مىبريد و زنانشان را (براى كنيزى و خدمت) زنده نگه مىداشت، او به يقين از مفسدان بود».
ولى پذيرش آزادى در مقابل استبداد غير از پذيرش آزادى به معنى رهايى از قيود اخلاقى و ارزشهاى والاى انسانى است.
٢. غرب استعمارگر نمىتواند منادى آزادى باشد
برخلاف نظر سطحى نگران كه غرب را منادى آزادى مىدانند، غرب استعمارگر نمىتواند منادى آزادى باشد، آنان به نفاق و دروغ، خود را منادى آزادى معرّفى كرده و مدّعىاند كه براى آزادى ملتها قيام كرده و لشكركشى مىكنند. هدف واقعى آنان سلطه بر منابع ملتهاى ضعيف و ناتوان است. تاريخ دويست سالهى استعمار، روشنترين گواه بر اين بهرهكشى و يغماگرى در پوشش آزادىخواهى است. هماكنون امريكا با روحيهى جنگطلبانه با بهرهگيرى از سازمانهاى خودساخته، و مفاهيمى حقوق بشر درصدد گسترش
[١]. قصص/ ٤.