آزادى و دين سالارى - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ١١٢
انگيزيسيون وجود نداشته است، و آيه پيشين روشنترين گواه بر گفتار ماست.
باتوجه به اين اصول، اگر با «مرتد» با شدت عمل برخورد مىكند، خواه جامعههاى باز و نظامهاى آزاديخواه باشند، و خواه جامعههاى بسته و نظامهاى استبدادى.
هرگاه نظامى روى اصول غير دينى تأسيس شود، و اكثريت مردم، آن را بپذيرند، هر نوع عملى كه سبب فروپاشى نظام و براندازى آن بشود به شدّت با آن مقابله مىشود و اين مسألهاى نيست كه بر كسى پنهان باشد.
تفاوتى كه هست اينكه نظامهاى غير الهى بر اساس اصول مادّى تنظيم مىشوند، و «سكولاريسم» يكى از اصول مهم عقيدتى نظام است، درحالىكه در نظام دينى، عقيدهى به خدا اساس نظام سياسى را تشكيل مىدهد. حالا اگر در نظامهاى مادى گروهى با ترويج بنيادگرايى، اساس نظام را متزلزل كنند، هرگز آنها را به حال خود رها نمىكنند و باشدّت با آنها برخورد مىشود، و سكولاريسم براى آنها به قدرى ارزشمند است كه كشتن افراد و ويران كردن لانهها و خانهها در مقابل آن چيز مهمّى نيست.