آزادى و دين سالارى

آزادى و دين سالارى - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ١٢٠

بگذارد، مصالح ملّى را زير پا مى‌گذارد. درحالى‌كه مرتدّ با تظاهر به ارتداد، خرمن ايمان و معنويت ملّت را آتش مى‌زند.

گاهى گفته مى‌شود اگر حفظ عقيده‌ى مردم يكى از حقوق آنهاست، ولى مردم حقوق ديگرى نيز دارند، و آن حق تحقيق و انتقاد و اتخاذ عقيده يا تغيير عقيده است.

يادآور مى‌شويم هيچگاه اسلام، حق تحقيق و انتخاب را از كسى سلب نكرده، و پيوسته به تفكّر و تعقّل دعوت نموده است، ولى در كنار آن از خرافه‌گرايى، جلوگيرى كرده و اجازه نمى‌دهد بشر كه گل سرسبد جهان آفرينش است، در برابر سنگ و گل يا گاو و آتش زبون و خوار گردد. جلوگيرى از خرافه‌گرايى به معنى منع تفكّر و تعقل نيست، بلكه نوعى گشودن راه بر تفكّر صحيح است.

هرگاه فرد مرتدّ از حق انتخاب بهره‌گيرى كند، ولى عملا به عقيده‌ى عمومى احترام نهاده و باورهاى مردم را ويران نسازد، نظام اسلامى با او كارى ندارد.

سخن در يك جامعه‌ى اسلامى است كه اكثريت آن با كمال آزادى به اسلام و مقدّسات رأى مثبت داده و خواهان حفظ آن هستند، ولى مرتدّ، با تظاهر به بازگشت از اصول به نوعى به ملت دهن‌كجى مى‌كند.

حاصل سخن اين‌كه، نظام اسلامى، در سايه‌ى دو اصل‌