آزادى و دين سالارى - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ٥٥
اصولا جهان غيبى وجود ندارد كه انسان به او وابسته گردد.
از آنجا كه، غنى و بىنياز مطلق، و خواهان كمال مخلوق خود است، قهرا رقيب انسان و دشمن او نيست بلكه آفريدگار و مربى و توانبخش اوست و خواهان سعادت و سلامت و كمال او مىباشد.
و به ديگر سخن: مقام ربوبى و خدايى در عرض انسان و خواستههاى او نيست بلكه مقام ربوبى بسان يك مربى دلسوز، معلم دلآگاه، خواستههاى خود را بر او املا كرده تا سعادت او را تضمين كند.
٣. از آنجا كه انسان وابسته به جهان بالاست طبيعت او طبيعت دينسالارى و دينمدارى و وابستگى به خداى دانا و تواناست، هرگاه قوانينى از طريق پيامبران براى بشر وضع گردد و محدوديتهايى براى او در زندگى قائل شود نمىتوان آن را «جبر غير» دانست، كه در عرض انسان مىباشد بلكه اين محدوديت لازمه وجود و چگونگى هستى اوست.
از اين بيان روشن مىشود كه آزادى با دينسالارى كاملا همسو بوده و مقتضاى طبيعت انسان مىباشد، و اگر در آيين الهى تكاليف و بايد و نبايدهايى براى انسان وضع شود كه طبعا ضامن سعادت و خوشبختى اوست، با آزادى خردورزانه او كاملا همسو مىباشد او بايد آزادى انديشه و عمل را در چارچوب اين قوانين رعايت كند، آنگاه براى