آزادى و دين سالارى

آزادى و دين سالارى - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ١٠٧

اخروى انسان هيچ نوع تأثيرى نمى‌گذارد، آزادى چنين مسلكى بلامانع است و اصولا نبايد نام آن را عقيده نهاد، بلكه بايد آن را مسلك خواند، ولى بحث در عقيده‌اى است كه سعادت انسان در دو جهان به آن بستگى دارد. و فرض اين است كه فقط يك عقيده مى‌تواند سعادت‌آفرين و كارساز باشد. در اين مورد، چگونه مى‌شود بر آزادى عقيده صحّه نهاد درحالى‌كه همه‌ى افراد در اتخاذ عقيده‌ى صحيح، شرايط لازم را ندارند و از طرفى تبليغات زهرآگين برضدّ حق و حقيقت فراوان است. آيا در چنين شرايطى بگوييم بشر در انتخاب عقيده آزاد است و نمى‌توان فردى را به خاطر عقيده‌اش نكوهش كرد؟

فرض كنيد گروهى در فكر احياى نازيسم، نژادپرستى، يا تبعيض نژادى در جامعه باشند، و به اين اصل، اعتقاد راسخ دارند، آيا نويسندگان اعلاميه‌ى حقوق بشر بر چنين عقيده‌اى نيز صحّه مى‌گذارند درحالى‌كه عقيده در درون انسان پنهان نمى‌ماند، و در رفتار اثر مى‌گذارد، و حركت‌هايى برضدّ مصالح عمومى پشت سر مى‌آورد.

تروريسم نيز براى خود مكتبى است. اين گروه كه مردم بى‌گناه را به خاك‌وخون مى‌كشند نيز خواهان آزادى هستند. آيا مى‌توان چنين عقايدى را نيز آزاد گذاشت؟

گاهى تصوّر مى‌شود هر نوع عقيده‌اى گرچه خطرناك باشد؛ آزاد