آزادى و دين سالارى

آزادى و دين سالارى - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ٦٧

محدوديت‌هاى اجتماعى كه زاييده‌ى حكومت اكثريت است، گريزى ندارد و بايد پذيراى آن باشد، و اين محدوديت نيز به نوعى از مجراى «خودمختارى» عبور كرده و به دست و پاى او بسته مى‌شود، زيرا با كمال آزادى به دموكراسى رأى داده و آن را پذيرفته است.

بنابراين هيچ جامعه‌اى اعم از دينى و الحادى نمى‌تواند از «آزادى مطلق» بهره بگيرد، بلكه بايد با «خودمختارى خويش» آن را محدود سازد.

ذوى الحقوق چهارگانه‌

انسان بالطبع خداخواه و خداجو است، بنابراين او در إعمال هر نوع آزادى بايد، حقوق خدا، و جامعه، و سعادت‌فرد، و مصلحت محيط زيست را در نظر بگيرد و بهره‌گيرى از آزادى، بايد با رعايت حقوق اين چهار ذى حقّ صورت پذيرد.

مثلا عبادت و پرستش از آن كسى است كه انسان را آفريد و اسباب زندگى را در اختيار او نهاده، و او جز خدا كسى نيست.

بنابراين هر نوع نظام و يا گروه خاصى كه بخواهد، غير او را بپرستند به حقوق خدا نوعى تجاوز و ظلم صورت گرفته است.

و به تعبير كلام حق‌ إنّ الشّرك لظلم عظيم‌[١]، بنابراين آزادى تا


[١]. لقمان/ ١٣.