آزادى و دين سالارى

آزادى و دين سالارى - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ٧٠

كل صادر مى‌گردد كه هم انسان و طبيعت را آفريد، و هم از راز برخورد هر دو آگاه است. از نظر خرد، از كدام يك بايد پيروى كرد، بينش‌هاى محدود، يا بينش مطلق و عميق؟

كانت در باب آزادى و اختيار انسان به قدرى پيش رفته است كه تمام قوانين را مى‌خواهد از مجراى آزادى و اختيار انسان معتبر بداند.

او هم‌چنين هر قانونى را كه نتواند با اين معيار سازگار باشد غير اخلاقى مى‌داند.

بر اساس اين اصل، او قوانين الهى را كه از مجراى خودمختارى انسان عبور نكرده فاقد ارزش مى‌داند و آنها را تحت اصول دگرآيينى مى‌گنجاند.

دراين‌جا مى‌پرسيم: روى سخن ايشان جامعه‌هاى دينى است يا الحادى؟ در بخش نخست تمام قوانين الهى- به حكم- پذيرايى دين- از مجراى «خودمختارى» مى‌گذرد، زيرا جامعه‌ى دينى با كمال اختيار، آيين الهى را پذيرا مى‌باشد، قوانين الهى براى او از جانش شيرين‌تر و گرانبهاتر است، امّا در جامعه‌هاى الحادى فرد معتقد به خدا نيست تا قانون را از كليسا و مسجد بگيرد و آن را برخلاف آزادى بينگارد.

برتراند راسل فيلسوف معاصر از «كانت» پا فراتر نهاده و درباره‌ى متديّنان كه به قوانين الهى عمل مى‌كنند چنين مى‌گويد: دين مانع‌