آزادى و دين سالارى - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ١٠٠
دينى، ارادهى خداست كه مردم نيز، به آن تن دادهاند.
اگر خط قرمزى در اين مورد مطرح مىشود، مقصود از آن خط قرمز شخص و اشخاص نيست بلكه امورى است كه حاكميت ملّى، يا حكومت قانون بر قداست آن اصرار مىورزد.
در حكومتهاى استبدادى كه رعب و ترس از نظام، همه كشور را فرامىگيرد، و نفسها در سينه حبس، و دهانها بسته و قلمها شكسته مىشود، احياى اصل «آزادى بيان و قلم» مىتواند نداى ملت را به گوش جهانيان برساند، و مسؤولان حقوق بشر و كليه نهادهاى ذى ربط را از حكومت رعب و وحشت و اعدامهاى دسته جمعى، آگاه سازد، در چنين شرايط، يك نشريه نيمبند، حتى يك مجلس نيمهفرمايشى روزنهى اميدى براى ملت به شمار مىرود.
در اين نوع از نظامها، شخص و شخصيّتها، به عنوان خط قرمز معرّفى مىشوند و شخص شاه و ملكه مافوق قانون به شمار مىآيند. ازاينجهت واژهى «خط قرمز» نوعى بوى استبداد و خودكامگى مىدهد.
درحالىكه در نظام اسلامى كه مردم با رضايتمندى تمام، اصول كلى را پذيرفتهاند و از طرف خدا مجازند با تشكيل مجلس شورى، مقرراتى را تصويب كنند كه به منزله لباس اجرايى قوانين آسمانى مىباشد، دو چيز خط قرمز است: