آزادى و دين سالارى

آزادى و دين سالارى - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ٦١

٤. سارتر آزادى را هدف انديشيده درحالى‌كه آزادى وسيله رسيدن به كمال است، يك فيلسوف نبايد به خاطر حفظ وسيله، همه نوع اصول را زير پا نهد و بگويد نفى خالق عليم شرط عقل و منطق حريت كامل انسان است. ولى اگر آزادى مطلق هدف بود ناچار بايد وجود خدايى را كه در زندگى انسان محدوديت ايجاد مى‌كند نفى كنيم.

محدوديت‌هايى از روى عشق و رغبت‌

در عرفان اسلامى معرفت يك فرد موحد به پايه‌اى مى‌رسد كه به خداى خود عشق مى‌ورزد و در سرتاپاى وجود خود جز خدا نمى‌يابد، و با كمال رغبت و فرورفتگى در محبت خدا، اعمال و وظايف خود را انجام مى‌دهد.

و به تعبير امير مؤمنان عليه السّلام‌كه مى‌فرمايد:

«ما عبدتك خوفا من نارك، و لا طمعا في جنّتك بل وجدتك أهلا للعبادة».

«من تو را اى خدا به خاطر ترس از آتش و يا آز در بهشت نمى‌پرستم بلكه انگيزه من براى پرستش اين است كه تو را شايسته آن يافتم».

كشش اين نوع افراد به سوى خدا و فرمانبرى آنها كاملا لذت بخش بوده و هرگز آن را با آزادى خود در تضاد نمى‌بينند.