آزادى و دين سالارى

آزادى و دين سالارى - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ٢٣

و آنچه در زبان مى‌گويند غير آن است كه در دل آنهاست، ولى با وجود اين، بايد اعتراف نمود كه آگاهى خرد از مصالح و مفاسد كاملا محدود بوده و در مواردى از درك واقعيات باز مى‌ماند، در اينجا همان مسأله‌ى لزوم بعثت انبيا پيش مى‌آيد كه در عين احترام به خرد، آن را براى تكامل انسان كافى ندانسته و حتما بر راهنماى ديگرى به نام «شرع» كه از نقطه‌ى مرتفع‌تر به زندگى بشر مى‌نگرد، تأكيد مى‌كند.

ما با تمام احترامى كه براى عقل و خرد مى‌گذاريم ولى توانايى آن را در همه‌ى مراحل زندگى، كافى نمى‌دانيم؛ زيرا شعاع درك عقل، آن‌چنان گسترده نيست كه همه اقيانوس زندگى را روشن سازد بلكه مى‌تواند بخشى از آن را روشن كند، زيرا تمايلات سركشى بر وجود انسان حكومت مى‌كند كه عقل و خرد را كم‌فروغ مى‌سازد و جلو داورى آن را مى‌گيرد.

امروز مناديان آزادى، بدترين محدوديت و اسارت را بر جهان سوم روا مى‌دارند و آن را خردورزى مى‌شمارند.

در تاريخ، صدها گواه بر اين توجيهات غير صحيح است كه يكى را به عنوان نمونه يادآور مى‌شويم. در سال ١٩٤٤ ميلادى، ترومن- رئيس‌جمهور (وقت) آمريكا- فرمان بمباران دو شهر ژاپن را صادر كرد و در ظرف چند لحظه اين دو شهر آن‌چنان در آتش‌